شناخت بيمارستان و مراکز سلامت محور

مراکز سلامت‌محور، نهادهاي اجتماعي بوروکراتيک و متخصصي هستند که جايگاه قابل‌ توجهي در نظام سلامت دارند. نوع مراجعين و ماهيت خدمات اين سازمان‌ها ايجاب مي‌کند که يک سيستم هدفمند براي برنامه‌ريزي، بهبود و ارزشيابي کيفيت خدمات پزشکي، درماني، تشخيصي و مراقبتي ايجاد شود. دولت‌ها نقش بارزي در حاکميت نظام سلامت از طريق سياست‌گذاري، برنامه‌ريزي راهبردي، توليت و کنترل ايفا مي‌کنند. با توجه به ساختار و فرهنگ کشور، سازمان‌هاي مختلف دولتي و خصوصي درگير تأمين مالي و ارائه خدمات سلامت هستند. کنترل سازمان‌هاي بهداشتي و درماني و خدمات سلامت ارائه‌ شده، وظيفه اصلي وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکي هر کشور است. در کشور ما مسئوليت رسيدگي به امور اشاره ‌شده در استان‌ها، بر عهده دانشگاه‌هاي علوم پزشکي است. فرآيند کنترل از طريق مکانيسم‌هاي مختلفي نظير بازرسي دوره‌اي و موردي، نظارت، پايش، مميزي، ارزيابي، ارزشيابي، اعتباربخشي و غيره انجام مي‌شود. مراکز سلامت‌محور شامل مطب‌ها، درمانگاه‌ها، مجتمع‌هاي بهداشتي، مؤسسات حرف پزشکي و بيمارستان‌ها هستند. بيمارستان به‌ عنوان اصلي‌ترين و پيچيده‌ترين مرکز سلامت‌محور در واقع يک مؤسسه پزشکي است که با استفاده از امکانات تشخيصي، درماني، بهداشتي، آموزشي و پژوهشي به‌ منظور درمان و بهبود بيماران بستري و سرپايي خدمات‌رساني مي‌کند. بيمارستان مهمترين واحد ارائه‌دهنده خدمات در شبکه درماني و نظام سلامت کشور است و داراي حداقل ۳۲ تخت بستري است. لازم به ذکر است به واحدهايي که تعداد تخت‌هاي آن‌ها کمتر از اين تعداد باشد و خدمات بستري آن‌ها به‌صورت موقت ارائه شود مراکز درمان بستر با سطح يک گفته مي‌شود. به ‌طورکلي مأموريت و رسالت بيمارستان‌ها در قالب چهار گروه اصلي شامل خدمات درماني، خدمات بهداشتي، خدمات آموزشي و خدمات پژوهشي طبقه‌بندي مي‌شوند و از جنبه‌هاي مختلف به شرح ذيل قابل گروه‌بندي هستند.

بيمارستان آموزشي و تحقيقاتي: در اين نوع بيمارستان‌ها، علاوه بر معالجه بيماران، به آموزش متخصصين و دانشجويان علوم پزشکي پرداخته مي‌شود. بيمارستان‌هاي وابسته به دانشگاه‌هاي علوم پزشکي تبريز نظير مرکز آموزشي، درماني و تحقيقاتي امام رضا (ع) تبريز و مرکز آموزشي و درماني شهيد مدني تبريز از جمله اين بيمارستان‌ها هستند.

بيمارستان غير آموزشي: در اين نوع بيمارستان‌ها، تنها به معالجه و مراقبت از بيماران پرداخته مي‌شود. برخي از بيمارستان‌هاي خصوصي يا بيمارستان‌هاي خاص، نظير بيمارستان بهبود تبريز و بيمارستان فجر تبريز از اين نوع هستند.

بيمارستان دولتي: اين نوع بيمارستان‌ها تحت پوشش سازمان‌هاي دولتي هستند. بيمارستان‌هاي تحت پوشش دانشگاه‌هاي علوم پزشکي، سازمان تأمين اجتماعي، ارتش، وزارت نفت و غيره در زمره بيمارستان‌هاي دولتي قرار دارند.

بيمارستان خصوصي: اين بيمارستان‌ها توسط چندين سهام‌دار با سرمايه شخصي، تأسيس و راه‌اندازي مي‌شوند؛ به‌ عنوان نمونه مي‌توان به بيمارستان‌هاي نور نجات تبريز و بيمارستان شمس تبريز اشاره کرد.

بيمارستان غيرانتفاعي (خيريه)‌: اين نوع بيمارستان‌ها توسط افراد خير و نيکوکار ساخته مي‌شوند. اين‌گونه بيمارستان‌ها ممکن است به دولت واگذار شوند يا اينکه افراد خير با چند نفر سرمايه‌دار، بيمارستان را اداره کنند و بخشي از هزينه‌هاي بيمارستاني از بيماران دريافت شود و مابقي هزينه‌ها توسط افراد خير پرداخت شود؛ به ‌عنوان نمونه مي‌توان به بيمارستان کليوي اميرالمؤمنين (ع) تبريز و بيمارستان کودکان مرداني آذر تبريز اشاره کرد.

بيمارستان عمومي: در اين نوع بيمارستان‌ها انواع مختلف بيماري‌ها درمان شده و به‌ طور کلي داراي بخش‌هاي داخلي، جراحي، کودکان، زنان و زايمان هستند.

بيمارستان تخصصي: در اين نوع بيمارستان‌ها نوع خاصي از بيماري‌ها يا گروه‌هاي خاصي از جمعيت درمان مي‌شوند. بيمارستان تخصصي چشم علوي تبريز يا بيمارستان تخصصي کودکان تبريز در اين گروه جاي دارند.

بيمارستان شهرستاني: اين بيمارستان‌ها که اولين سطح دسترسي افراد به خدمات بستري هستند و حداقل داراي چهار بخش اصلي (داخلي، جراحي، اطفال، زنان و زايمان) و بخش اورژانس هستند؛ سطح ۲ و شامل ۳۲ تا ۹۶ تخت است.

بيمارستان ناحيه‌اي: اين بيمارستان‌ها علاوه بر چهار بخش اصلي (داخلي، جراحي، اطفال، زنان و زايمان) شامل حداقل بخش نوزادان و بخش اورژانس نيز هستند؛ سطح ۳ و شامل ۹۶ تا ۳۰۰ تخت مي‌شوند.

بيمارستان منطقه‌اي: اين نوع بيمارستان‌ها علاوه بر چهار بخش اصلي (داخلي، جراحي، اطفال، زنان و زايمان) داراي بخش‌هاي اورژانس، نوزادان، کودکان و غيره هستند. خدمات پاراکلينيکي نيز در سطح  بالايي در اين بيمارستان‌ها وجود دارد و در مراکز استان‌ها تأسيس مي‌شوند؛ سطح ۴ و شامل ۳۰۰ تا ۶۰۰ تخت هستند.

بيمارستان قطبي: اين بيمارستان‌ها به ‌صورت مراکز درماني فوق تخصصي تحت پوشش دانشگاه‌هاي علوم پزشکي تيپ يک به چندين استان مجاور خدمات مي‌دهند؛ سطح ۵ و شامل ۶۰۰ تا ۸۰۰ تخت هستند.

بيمارستان کشوري: اين بيمارستان‌ها از جمله مراکز درماني فوق تخصصي نادر هستند که خدمات منحصر به‌ فردي ارائه مي‌کنند؛ سطح ۶ و شامل ۸۰۰ تا ۱۰۰ تخت هستند.

طبقه‌بندي ديگري از بيمارستان وجود دارد که با عنوان بيمارستان‌هاي حاد و مزمن معرفي مي‌شوند. به بيمارستان‌هايي که مخصوص بيماري‌هاي حاد هستند و معمولاً دوره کوتاهي دارند، بيمارستان حاد مي‌گويند. بيمارستان‌هايي که براي درمان بيماري‌هاي مزمن مانند سرطان‌ها تأسيس ‌شده‌اند و نياز به بستري طولاني‌مدت در آن‌ها وجود دارد، مانند بيمارستان شهيد قاضي تبريز، از جمله بيمارستان‌هاي مزمن هستند.

بيمارستان‌ها از لحاظ معماري و نماي بيروني به الگوهاي مختلفي نظير منشوري، استوانه‌اي، U شکل، H شکل، L شکل، شعاعي، خطي، مرکزي، جزيره‌اي، خوشه‌اي و غيره طبقه‌بندي مي‌شوند که متناسب با نوع خدمات، حجم خدمات، سطح خدمات، شرايط اقليمي، بيمار دهي منطقه و بسياري از عوامل مرتبط طراحي و ساخته مي‌شوند. ورودي‌هاي ساختمان بيمارستان‌ها معمولاً شامل ورودي اصلي، ورودي اورژانس، ورودي درمانگاه، ورودي پشتياني، ورودي فرعي نظير ورودي بلوک زايمان، ورودي کارکنان يا مديران، ورودي ملاقات‌کنندگان و غيره مي‌شوند. از طرفي، از جمله بخش‌هاي قابل‌ توجه در ساختمان بيمارستان‌ها براي مهندسان پزشک و مشاوران تجهيز، نحوه استقرار و چيدمان بخش‌ها، واحدها، اتاق‌ها و نيز تمامي تجهيزات پزشکي، هتلينگ، خدماتي، انفورماتيک در ساختار داخلي بيمارستان است. به عبارتي، به طور کلي مي‌توان فضاهاي بيمارستاني را به پنج گروه اصلي به شرح ذيل طبقه‌بندي کرد.

فضاهاي مراقبتي و بستري: بخش‌هاي بستري عادي، بستري ويژه، داخلي زنان و مردان، بيماران خاص (دياليز) و غيره.

فضاهاي تشخيصي: بخش‌هاي تصويربرداري، راديولوژي، سونوگرافي، ماموگرافي، آندوسکوپي، آزمايشگاهي و غيره.

فضاهاي درماني: بخش‌هاي راديوتراپي، اعمال جراحي، اتاق‌هاي عمل، واحد CPR، اتاق دندانپزشکي، اورژانس تروما و غيره.

فضاهاي مهندسي: واحد مهندسي باليني (تجهيزات پزشکي)، واحد تأسيسات (الکتريکي و مکانيکي)، واحد فناوري اطلاعات سلامت، واحد رايانه و فناوري اطلاعات، واحد عمراني، واحد بهداشت محيط و غيره.فضاهاي اداري، مالي، پشتيباني و خدماتي: واحدهاي کاخداري، چهارگانه (استريليزاسيون، آشپزخانه، رختشوي‌خانه، سردخانه مواد غذايي)، مالي، مديريتي و غيره.

نکته: برخي از بخش‌ها در بيمارستان وجود دارند که به ‌صورت مشترک شامل چندين فضا مي‌شوند. از جمله اين بخش‌ها مي‌توان به بخش اورژانس، بخش بلوک زايمان، بخش دياليز و غيره اشاره کرد که ماهيت مراقبتي، درماني و بستري دارند، در اورژانس حتي فرآيندهاي تشخيصي نيز انجام مي‌شود.

در واقع بخش‌هاي بيمارستاني به صورت تفکيک‌شده به سه دسته «با رسيدگي بالا»، «با رسيدگي متوسط» و «با رسيدگي پايين» طبقه‌بندي مي‌شوند.

بخش‌هاي با رسيدگي بالا (پرخطر)، شامل بخش‌هاي اورژانس، بستري ويژه و اعمال جراحي هستند که شدت رسيدگي به تجهيزات پزشکي موجود در بخش، بالا است و در صورت هرگونه خطاي کوچک و قصور در امور، امکان مرگ بيمار وجود دارد. در نتيجه، يکي از وظايف مهم واحد تجهيزات پزشکي بيمارستان، مراجعه و رسيدگي مستمر و مداوم به تجهيزات و ملزومات پزشکي اين بخش‌ها از نظر صحت و دقت عملکرد، ايمني الکتريکي و مکانيکي، کاليبراسيون و کنترل کيفي، نگهداري پيشگيرانه و اصلاحي است.

بخش‌هاي با رسيدگي متوسط (خطرناک)، شامل بخش‌هاي بيماران خاص (دياليز، هموفيلي، تالاسمي، شيمي درماني و غيره)، آزمايشگاه تشخيص طبي، زنان و زايمان، تصويربرداري تشخيصي، گازهاي طبي (اکسيژن)، راديوتراپي و پزشکي هسته‌اي هستند. شدت رسيدگي به تجهيزات پزشکي موجود در بخش متوسط است و در صورت هرگونه سهل‌انگاري در اجراي صحيح امور، تلفات جبران ‌ناپذيري رخ خواهد داد. در نتيجه، مهندسين پزشکي مستقر در بيمارستان، لازم است توجه ويژه‌اي (به نسبت کمتر از بخش‌هاي پرخطر)، به اين بخش‌ها داشته باشند.

بخش‌هاي با رسيدگي پايين (کم‌خطر)، شامل بخش‌هاي بستري عادي، تصويربرداري اولتراسوند، فيزيوتراپي و توانبخشي، درمانگاه، چهارگانه، پشتيباني، مهندسي، اداري، مالي و خدماتي هستند که از شدت سطح رسيدگي پايين‌تري نسبت به بخش‌هاي ديگر برخوردارند. اما نکته‌اي که قابل توجه است، مسئوليت حساس و سنگين واحد تجهيزات پزشکي در فعال نگه‌ داشتن دستگاه‌هاي پزشکي موجود در بيمارستان است. در حقيقت، نبود تجربه و تخصص کافي در اين واحد، به‌ عنوان واحد مهندسي در بخش پشتيباني بيمارستان، منجر به مرگ بيمار شده و خسارات جدي و جبران‌ناپذيري به سيستم سلامت وارد مي‌‌کند. گرچه، در سيستم و سازمان‌هاي سلامت‌محور مستقر در کشور، اين واحد، از جايگاه مناسبي برخوردار نيست و همين امر، موجب جدي نگرفتن موضوع و ايجاد اختلاف سنگين در ميان واحدها، کادرهاي شاغل و مسئولين بيمارستان شده است.

پس از آشنايي با بيمارستان و فضاهاي داخلي و خارجي آن، نوبت به بررسي بخش‌هاي پرخطر، خطرناک و کم خطر بيمارستاني با تجهيزات پزشکي مستقر در آن مي‌رسد که در مقاله بعدي به صورت مفصل به آن پرداخته خواهد شد.

اتاق ايزوله عفوني و رواني: در اين اتاق، به ‌منظور پيشگيري از رويدادهاي غير منتظره از جانب بيماران رواني دچار اختلالات پرخاشگري، تشويش، خودکشي و نيز بيماري‌هاي عفوني و مسري، اقدامات تشخيصي و درماني صورت مي‌گيرد. اين اتاق داراي تخت بستري عادي است. در اتاق ايزوله رواني اصولاً از طراحي توکار باهدف حداقل آسيب به بيمار، استفاده مي‌شود.

واحد اقدام سريع: در اين واحد، به‌ منظور جلوگيري از ازدحام بخش اصلي اورژانس، به بيماران سطح ۴ و ۵، خدمات مراقبتي و درماني ارائه مي‌شود. اين واحد متشکل از اتاق عمل سرپايي، اتاق گچ گيري، اتاق مسموميت، اتاق پانسمان و تزريقات، اتاق معاينه، اتاق سرم‌درماني واحد تحت نظر عادي است.

اتاق معاينه: در اين اتاق، بيماران سطح ۴ و ۵ ترياژ توسط پزشک، مصاحبه، مشاوره و معاينه مي‌شوند که به دو صورت عمومي، چند تخصصي (در اين نوع اتاق معاينه، نياز به تجهيزات و ملزومات خاص پزشکي وجود ندارد و با ست معاينه تشخيصي امکان معاينه و معالجه وجود دارد) و تک تخصصي (در اين نوع اتاق معاينه، بايستي بسته به نوع تخصص، نظير سوختگي، مسموميت، کودکان، تجهيزات و ملزومات پزشکي مربوطه وجود داشته باشد) هستند. عموماً داراي يک‌ تخت معاينه است اما بسته به نوع بيمارستان متغير است.

اتاق گچ گيري: در اين اتاق، اقدامات گچ گيري، جااندازي‌هاي سبک، آتل‌بندي و مشاوره ارتوپدي جهت بيماراني که داراي شکستگي‌هاي بسته هستند، صورت مي‌گيرد. بيماران داراي شکستگي‌هاي باز عموماً به اتاق عمل سرپايي منتقل مي‌شوند. اين اتاق داراي تخت معاينه است.

واحد تحت نظر عادي: دراين واحد، بيماران سطح ۴ ترياژ با شرايط غيرعادي به ‌صورت بستري موقت مورد مراقبت و درمان قرار مي‌گيرند. سطح خدمات در اين واحد در سطح مراقبت عادي است که داراي تخت بستري عادي يا برانکارد است.

اتاق پانسمان و تزريقات: در اين اتاق، پانسمان‌هاي اوليه و تزريقات شامل تزريقات عضلاني، وريدي و غيره صورت مي‌گيرد که بيماران با جراحت سطحي پس از چند دقيقه درمان، از بخش اورژانس خارج مي‌شوند.

اتاق عمل سرپايي: در اين اتاق، اقداماتي نظير ترميم و پانسمان‌هاي پيچيده زخم، ليگاتور شريان، انجام بخيه‌هاي مختلف، جااندازي‌هاي هم‌زمان با بخيه، پانسمان سوختگي، کاتترگذاري، لوله‌گذاري قفسه سينه، بخيه و گچ گيري شکستگي‌هاي باز، سوزاندن رگ جهت جلوگيري از خونريزي و غيره براي بيماران انجام مي‌گيرد. اين اتاق به دو صورت ساده و پيچيده است که داراي انبار استريل، اسکراب و گانينگ است و از تخت مخصوص اتاق عمل استفاده مي‌شود.

اتاق سرم‌درماني: در اين اتاق، بيماران سطح ۴ و ۵ ترياژ پس از معاينه پزشک، به ‌منظور تزريق مواد و داروهاي مربوطه تقريباً به مدت ۲۰ الي ۶۰ دقيقه پذيرش مي‌شوند. اين اتاق براي جلوگيري از ازدحام بيماران سرپايي در واحد تحت نظر ويژه بخش اورژانس و ايجاد فضاي مناسب براي بيماران با شرايط وخيم تعبيه مي‌شود.

بخش بستري ويژه

بخش مراقبت‌هاي ويژه از بخش‌هاي تخصصي و فضاهاي حياتي در بيمارستان است که خدمات مراقبتي و درماني حساس و طولاني‌ مدت در آن ارائه مي‌شود. در اين بخش، بيماران به ‌طور شبانه‌روزي و مستمر تحت پايش قرار مي‌گيرند و درمان‌ها به‌ صورت تهاجمي و نيمه تهاجمي انجام مي‌شوند. به ‌طور کلي براي تخصص‌هاي درماني مختلف، بخش‌هاي مراقبت ويژه متفاوتي پيش‌بيني مي‌شود که بسته به نوع خدمات مي‌توان به م راقبت ويژه قلب، مراقبت ويژه قلب باز، مراقبت ويژه اورژانس، مراقبت ويژه جراحي، مراقبت ويژه سيار، مراقبت ويژه سوختگي، مراقبت ويژه نوزادان، مراقبت ويژه کودکان، مراقبت ويژه قلبي و ريوي و غيه اشاره کرد. اين بخش متشکل از واحدها، فضاها و اتاق‌هايي نظير بستري ويژه، ايزوله عفوني، عمليات خاص، آزمايشگاه گازهاي خوني، فضاي پارک تجهيزات پزشکي، انبار تجهيزات و ملزومات پزشکي، ايستگاه يا کانتر پرستاري، اتاق تميز و کثيف و غيره است.

اتاق بستري ويژه: در اين اتاق،به ‌منظور مراقبت از شرايط حاد و مزمن بيماران، اقدامات پايشي، تشخيصي، مراقبتي و درماني شديد در کمترين زمان و بيشترين سرعت ممکن صورت مي‌گيرد. اين اتاق داراي تجهيزات پزشکي خاص و حساس نظير ونتيلاتور، مانيتور علائم حياتي، پمپ تزريق سرنگ و سرم، تخت بستري ويژه و غيره است.

اتاق عمليات خاص: اين اتاق، مشابه اتاق عمل سرپايي بخش اورژانس است که در آن اقداماتي نظير ترميم و پانسمان‌هاي پيچيده زخم، ليگاتور شريان، انجام بخيه‌هاي مختلف، جااندازي‌هاي هم‌زمان با بخيه، پانسمان سوختگي، کاتترگذاري، لوله‌گذاري قفسه سينه، سوزاندن رگ جهت جلوگيري از خونريزي و همچنين سونوگرافي يا اکوکارديوگرافي و غيره براي بيماران انجام مي‌گيرد.

اتاق ايزوله عفوني: در اين اتاق، به ‌منظور مراقبت از شرايط خاص و غيرمنتظره بيماران مبتلا به بيماري‌هاي عفوني و مسري، اقدامات درماني حاد صورت مي‌گيرد. اين اتاق داراي تخت بستري ويژه است و به صورت مستقيم (محافظت بيماران سالم خارج از ايزوله از بيمار عفوني داخل ايزوله) و معکوس (محافظت بيمار سالم داخل ايزوله از بيماران عفوني خارج ايزوله) است.

واحد آزمايشگاه گازهاي خوني: اين واحد، مشابه آزمايشگاه مرکزي بيمارستان در مقياس بسيار کوچک است که دماي آن به صورت يکنواخت بين 20 الي 25 درجه سانتيگراد است و داراي يخچال بانک خون و تجهيزات پزشکي نظير دستگاه بلادگاز (آنالايزر گازهاي خوني) است. در اين واحد، آزمايش‌هايي فوري (حين عمل جراحي) که مدت زمان بسيار کمي از زمان تحويل نمونه تا جواب‌دهي را به خود اختصاص مي‌دهند، انجام مي‌شود. امروزه روش‌هاي نويني جهت انتقال نمونه‌هاي آزمايشگاهي به آزمايشگاه مرکزي بيمارستان وجود دارند نظير سيستم تبادل پنوماتيکي (PTS)، سيستم آسانسور حمل بدون سرنشين و غيره که امکان ارتباط قوي با آزمايشگاه سانترال، بدون نياز به واحد آزمايشگاه گازهاي خوني مستقل در بخش اعمال جراحي را ميسر مي‌کنند.

بخش اعمال جراحي

جراحي عبارت است از انجام هرگونه عملي در جهت تشخيص و درمان بيماري‌ها، آسيب‌ها و ناهنجاري‌ها که مستلزم شکافتن پوست يا مخاط است. بخش اعمال جراحي از جمله بخش‌هاي بسيار پيچيده بيمارستان است که الزامات و ضوابط خاصي دارد. با توجه به اهميت خدمات جراحي در بيمارستان، بخش اعمال جراحي به ‌عنوان قلب بيمارستان شناخته مي‌شود. در واقع اين بخش، ارائه‌ دهنده خدمات به بيماراني است که بنا به تشخيص پزشک نيازمند عمليات تهاجمي (عمل جراحي) هستند. اين عمليات تهاجمي ممکن است جهت تشخيص يا درمان بيماري باشد. بخش اعمال جراحي در سه حوزه (کنترل‌شده، نيمه کنترل‌شده و کنترل نشده) از نظر سطح خدمات به دو گروه (عمل جراحي سرپايي يا مينور، عمل جراحي غير سرپايي يا ماژور) و از نظر نوع و حجم خدمات به دو گروه (عمومي، تک تخصصي)تقسيم ميشوند.
اتاق‌هاي عمل از نظر فناوري پزشکي نيز به اتاق‌هاي عمل هيبريدي (مجهز به آنژيوگرافي قلب)، IOMRI-OR (مجهز به دستگاه تصويربرداري MRI)، IOCT-OR (مجهز به دستگاه تصويربرداري CT)، IORT-OR (مجهز به دستگاه راديوتراپي شتاب‌دهنده خطي، توموتراپي و غيره) و ROR (مجهز به دستگاه‌هاي رباتيک محور) طبقه‌بندي مي‌شوند. واحدها و اتاق‌هاي بخش اعمال جراحي به‌ صورت کلي شامل اتاق عمل، اتاق آمادگي، اتاق بهبودي يا ريکاوري، اتاق القاي بيهوشي، اسکراب و گانينيگ، اتاق شستشو و استريل فوري، اتاق تميز، اتاق کثيف، آزمايشگاه گازهاي خوني، اورژانس اختصاصي، بستري ويژه اختصاصي، فضاي پارک تجهيزات پزشکي، انبار تجهيزات و ملزومات پزشکي، ايستگاه يا کانتر پرستاري و غيره مي‌شوند.

اتاق آمادگي: اين اتاق، مشمول حوزه نيمه کنترل‌شده (حوزه‌اي که بايستي با لباس، کلاه و پاپوش وارد آن شد) بخش اعمال جراحي مي‌شود که فعاليت‌هايي نظير، کاهش استرس، اصلاح موهاي بدن، تزريق داروهاي تسکين‌دهنده، معاينه‌هاي احتمالي، تثبيت شرايط روحي و در نهايت بررسي آخرين وضعيت بيمار پيش از ورود به اتاق عمل در آن انجام مي‌شود. البته، بيهوشي‌هاي موضعي (بي‌حسي) به‌ صورت اسپاينال و اپيدورال در اين اتاق يا به‌ صورت مجزا در اتاق ديگر تحت عنوان «القاي بيهوشي» صورت مي‌گيرد. مدت زمان ماندگاري بيمار در اين اتاق ۲۰ الي ۳۰ دقيقه است.

اتاق عمل: اين اتاق، مشمول حوزه کنترل‌شده (حوزه‌اي که بايستي با گان، کلاه و پاپوش بخش در شرايط کاملاً استريل و تميز «اسکراب و گانينگ» وارد آن شد) بخش اعمال جراحي مي‌شود که در آن فعاليت‌هاي تهاجمي با استفاده از ست‌هاي ابزار جراحي عمومي و تخصصي، جهت درمان و بهبود وضعيت بيمار از حالت قبلي، صورت مي‌گيرد.

اتاق ريکاوري: اين اتاق، مشمول حوزه نيمه کنترل‌شده (حوزه‌اي که بايستي با لباس، کلاه و پاپوش وارد آن شد) بخش اعمال جراحي مي‌شود که پس از اتمام عمل جراحي، به مدت ۱ (در شرايط عادي) الي ۲۴ ساعت (در شرايط ويژه)، جهت کنترل و مراقبت از وضعيت حياتي بيمار پس از عمل، تا رسيدن به پايداري و تثبيت وضعيت عمومي، تحت نظارت قرار داده مي‌شود.

واحد آزمايشگاه گازهاي خوني: اين واحد، مشمول حوزه نيمه کنترل‌شده (حوزه‌اي که بايستي با لباس، کلاه و پاپوش وارد  آن شد) بخش اعمال جراحي مي‌شود که مشابه آزمايشگاه مرکزي بيمارستان در مقياس بسيار کوچک است و دماي آن به صورت يکنواخت بين 20 الي 25 درجه سانتيگراد است. اين واحد، داراي يخچال بانک خون و تجهيزات پزشکي نظير دستگاه بلادگاز (آنالايزر گازهاي خوني) است. همچنين در اين آزمايشگاه، تست‌هاي فوري (حين عمل جراحي) که مدت زمان بسيار کمي از زمان تحويل نمونه تا جواب‌دهي به خود اختصاص مي‌دهند، انجام مي‌گيرد. البته، روش‌هاي نويني امروزه جهت انتقال نمونه‌هاي آزمايشي به آزمايشگاه مرکزي بيمارستان وجود دارند نظير سيستم تبادل پنوماتيکي (PTS)، سيستم آسانسور حمل بدون سرنشين (مون شارژ) و غيره که امکان ارتباط تنگاتنگ با آزمايشگاه سانترال، بدون نياز به واحد آزمايشگاه گازهاي خوني مستقل در بخش اعمال جراحي را فراهم مي‌کنند.

اتاق شستشو و استريل فوري: اين اتاق، مشمول حوزه نيمه کنترل‌شده (حوزه‌اي که بايستي با لباس، کلاه و پاپوش بخش وارد آن شد) بخش اعمال جراحي مي‌شود که اقداماتي نظير شستشوي اوليه ابزارهاي جراحي (قبل از عمل جراحي)، استريل و سترون‌سازي فوري ابزار غيراستريل (حين عمل جراحي) و شستشو و استريل ابزارهاي حساس (لنز و تلسکوپ سيستم آندوسکوپي Rigid، اقلام شکننده ست لاپاروسکوپي، قلب باز، چشم و غيره) انجام مي‌گيرند. عنوان اين اتاق «TSSU» يا واحد استريليزاسيون اختصاصي جراحي است.

پس از آشنايي با بخش‌هاي پرخطر بيمارستان و فضاهاي داخلي و خارجي آن، نوبت به بررسي بخش‌هاي خطرناک بيمارستاني مي‌رسد که در مقاله بعدي به صورت مفصل به آن اشاره خواهد شد.

بخش‌هاي بيمارستاني به صورت تفکيک شده به سه دسته پرخطر، خطرناک و کم‌خطر طبقه‌بندي ميشوند. بخش‌هاي با رسيدگي متوسط (خطرناک)، شامل بخش‌هاي بيماران خاص (دياليز، هموفيلي، تالاسمي، شيمي درماني و غيره)، تصويربرداري تشخيصي، آزمايشگاه تشخيص طبي، زنان و زايمان، واحد گازهاي طبي (اکسيژن)، راديوتراپي و پزشکي هسته‌اي هستند که شدت رسيدگي به تجهيزات پزشکي مستقر در اين بخش‌ها متوسط است و در صورت هرگونه سهل‌انگاري در اجراي صحيح امور، تلفات جبران‌ ناپذيري (نزديک به مرگ) رخ خواهد داد. در نتيجه، مهندسان پزشکي مستقر در بيمارستان، لازم است توجه ويژه‌اي (به نسبت کمتر از بخش‌هاي پرخطر)، به اين بخش‌ها داشته باشند.

بخش زنان و زايمان

بخش زنان و زايمان، يکي از مهم‌ترين بخش‌هاي بيمارستان است که امکانات و شرايط کامل و امني را براي زنان باردار و نوزادان تازه متولدشده، فراهم مي‌کند. فرآيند زايمان را از زماني که مادر براي تولد نوزاد خود به بيمارستان مراجعه مي‌کند تا زماني که از بيمارستان ترخيص مي‌شود، مي‌توان به 4 مرحله تقسيم کرد. اين مراحل شامل آمادگي پيش از زايمان، زايمان، بهبودي پس از زايمان و بستري پس از زايمان است. مادر در هر يک از اين مراحل، نيازمند تسهيلات خاصي متناسب با شرايط به 2 روش سنتي (Classic) و ترکيبي (Hybrid) است. امروزه، از روش ترکيبي شامل ترکيب مراحل درد و زايمان (LD)، ترکيب مراحل درد و زايمان و بهبودي پس از زايمان (LDR)، ترکيب مراحل درد، زايمان، بهبودي پس از زايمان و بستري پس از زايمان (LDRP) در بخش زنان و زايمان استفاده مي‌شود. در اکثر کشورهاي پيشرفته، از بلوک زايمان براي اين بخش بهره مي‌گيرند که به ‌صورت کلي، شامل اتاق مراقبت مامايي (تحت نظر)، اتاق آماده‌سازي سزارين، اتاق زايمان هيبريدي (LDR)، اتاق ايزوله عفوني، اورژانس مامايي (ترياژ و معاينه)، بستري ويژه اختصاصي (پري‌کلمپسي يا بارداري پرخطر)، اتاق پست پارتوم، فضاي پارک تجهيزات پزشکي، ايستگاه مامايي، انبار ملزومات پزشکي و غيره مي‌شود.

بخش بيماري خاص (دياليز)

بيماري‌هاي خاص در بيمارستان با توجه به هزينه‌هاي بالا، سختي درمان و شيوع کم، شامل بيماران هموفيلي (عدم توانايي بدن در انعقاد خون)، تالاسمي (کمبود شديد خون)، دياليزي (نارسايي کليه و آلودگي خون) است. البته بيماران سرطاني و شيمي‌درماني (متاستاز و رشد سريع سلول‌هاي بدن)، پيوند اعضا (نظير کليه، کبد، قلب)، ديابت (کاهش ترشح انسولين و افزايش قند خون)، MS (آسيب ديدن سيستم عصبي و گرفتگي بافت‌هاي بدن) و EB (ايجاد تاول‌هاي خونريزي دهنده دردناک بر روي پوست) نيز جزو بيماري‌هاي خاص صعب‌العلاج محسوب مي‌شوند. با توجه به شرايط هر يک از اين بيماري‌ها، بخش يا بيمارستان مستقل و انحصاري تخصيص داده مي‌شود. تجهيزات و ملزومات پزشکي اندکي براي بيماران خاص (به‌جز دياليز) نياز است. به‌ عنوان ‌مثال، تجهيزات و ملزومات پزشکي بخش هموفيلي و تالاسمي شامل ست خون، پمپ تزريق و اتوکواگولومتر و تجهيزات دندانپزشکي اختصاصي است و بيماران ديابتي از سرنگ و سرسوزن انسولين استفاده مي‌کنند اما در نگاه جامع به اين بخش، مي‌توان تجهيزات و ملزومات پزشکي بخش بستري عادي را به اين گروه از بيماران در بيمارستان تخصيص داد. به ‌عنوان نمونه، براي واحد بيماران سرطاني (شيمي‌درماني)، دستگاه‌هاي پمپ سرم، الکتروشوک، الکتروکارديوگرافي، تخت بستري عادي، تشک بستري عادي، اقلام هتلينگ و غيره نياز است. با توجه به اين موضوع، قسمت اصلي و مهم تجهيزات و ملزومات پزشکي بيماران خاص، مختص به بخش دياليز بيمارستان است که به‌ صورت کلي، شامل اتاق بستري دياليز، اتاق تصفيه و سختگير آب (RO)، اتاق ايزوله عفوني، فضاي پارک تجهيزات پزشکي، ايستگاه پرستاري، انبار ملزومات پزشکي و غيره است.

بخش تصويربرداري تشخيصي

تصويربرداري پزشکي روش‌هايي براي ايجاد تصاويري ساختاري و کارکردي از درون بدن انسان به‌ منظور اهداف باليني نظير تشخيص ضايعه يا درمان غيرتهاجمي، شناخت و مطالعه بيماري‌ها است. اولين روش تصويربرداري پزشکي به کشف اشعه ايکس توسط رونتگن در سال 1895 ميلادي باز مي‌گردد. راديولوژي به چهار شيوه تشخيصي (Diagnostic Radiology)، مداخله‌اي (Interventional Radiology)، درماني (Radiotherapy) و هسته‌اي (Nuclear Radiology) صورت مي‌گيرد. بيشتر تلاش‌هاي فيزيکي براي پيشبرد سيستم‌هاي راديوگرافي و تصويربرداري با اشعه ايکس نظير نمايشگرهاي تشديدکننده، مقطع‌نگاري و غيره در دو دهه پس‌ از آن رخ‌ داده است. امروزه به علت پيشرفت فناوري‌هاي پزشکي به‌ منظور تشخيص در درمان، دستگاه‌هاي پزشکي سرمايه‌اي ويژه‌اي طراحي و ساخته ‌شده‌اند. از جمله اين دستگاه‌ها مي‌توان به تجهيزات راديوگرافي (تک تيوب، پانورکس، سفالومتري، CBCT يا مخروطي)، تجهيزات فلوروسکوپي و سي آرم، سي‌تي‌اسکن، MRI، آنژيوگرافي، سنجش تراکم استخوان (دانسيتومتري)، ماموگرافي، تجهيزات پزشکي هسته‌اي (پت اسکن، اسپکت اسکن، گاما اسکن و غيره) اشاره کرد. تجهيزات و ملزومات پزشکي اين بخش را گروهي از دستگاه‌هاي سرمايه‌اي پزشکي سنگين، داراي فناوري بالا و خاص (مشمول سطح‌بندي) تشکيل مي‌دهند که تعداد استاندارد و مورد نياز (عموماً به علت  قيمت بالا، 1 دستگاه در نظر گرفته مي‌شود)، بسته به تصويب کميسيون ماده 20 معاونت درمان وزارت بهداشت و سازمان انرژي اتمي (در خصوص صدور موافقت اصولي نصب و راه‌اندازي)، تعيين مي‌‌شود. فضاي فيزيکي مورد نياز براي استقرار دستگاه‌هاي پزشکي، در حقيقت ميزان فضاي اشغال ‌شده توسط دستگاه است. در صورت برآورد فضاي مناسب براي بخش، واحد و اتاق، لازم است طبق جدول بالا محاسبه شود. اين نکته براي تمامي بخش‌هاي بيمارستان صادق است.

بخش آزمايشگاه تشخيص طبي

آزمايشگاه پزشکي، بخشي است که در آن مواد، مايعات، ذرات و بافت‌هاي بيولوژيکي بدن انسان از لحاظ مقدار سوخت‌وسازها، پادزهرها، داروها، وجود مواد بيماري‌زا (نظير سموم و باکتري‌ها، قارچ‌ها، انگل‌ها، ويروس‌ها و غيره) مورد اندازه‌گيري و بررسي قرار مي‌گيرند و نتيجه حاصله در قالب نتايج کمي و کيفي ثبت و گزارش مي‌شود. آزمايشگاه‌ها، از نظر مالکيت به ۳ گروه اصلي (دولتي، خصوصي، غيرانتفاعي) و از نظر عملکردي به ۲ گروه اصلي بخش درمان (شامل آزمايشگاه‌هاي مستقل و وابسته) و بخش بهداشت و ازنظر حجم کاري به ۴ گروه (کوچک، متوسط، بزرگ و خيلي بزرگ) طبقه‌بندي مي‌شوند. آزمايش‌هاي گوناگوني نظير تست‌هاي پايه، بيوشيمي، ايمني‌شناسي، ميکروب‌شناسي، آسيب‌شناسي، خون‌شناسي و غيره در اين بخش در قالب ۲ گروه (آسيب‌شناسي باليني و آسيب‌شناسي تشريحي) انجام مي‌پذيرد. خدمات تشخيصي ارائه ‌شده در طبقه آسيب‌شناسي باليني شامل آزمايشگاه بيوشيمي، آزمايشگاه خون‌شناسي (خون‌شناسي، انعقاد)، آزمايشگاه ايمني‌شناسي (ايمني‌شناسي، سرم‌شناسي، هورمون شناسي)، آزمايشگاه آناليز ادرار و مايعات، آزمايشگاه ميکروب‌شناسي (باکتري‌شناسي، انگل‌شناسي، ويروس‌شناسي، قارچ‌شناسي)، آزمايشگاه تشخيص مولکولي، آزمايشگاه ژنتيک، آزمايشگاه سم‌شناسي و غيره است و در طبقه آسيب‌شناسي تشريحي، خدمات آزمايشگاهي بافت و سلول انجام مي‌‌شود. در هر آزمايشگاه تشخيص پزشکي، الزاماً بايستي تنها بخش‌هاي بيوشيمي، خون‌شناسي، ميکروب‌شناسي، ايمني‌شناسي و سرم‌شناسي در نظر گرفته شوند و باقي خدمات بسته به نوع، حجم و سطح بيمارستان و آزمايشگاه‌ها متفاوت است. تجهيزات و ملزومات پزشکي اين بخش را گروهي از دستگاه‌هاي سرمايه‌اي پزشکي خاص تشکيل مي‌دهند که تعداد استاندارد و مورد نياز آن، بسته به نوع سکوبندي (مدولار، ثابت، متحرک و ترکيبي)، ميز چيني (مجهز به هود، مجهز به محفظه نگه‌دارنده مواد اشتعال‌زا، ضد لرزش، مخصوص تجهيزات خاص، مخصوص جابجايي مايعات بين ظروف و غيره) و نوع، حجم و تعداد آزمايش‌هاي تشخيصي انجام ‌گرفته، تعيين مي‌شود.

بخش راديوتراپي و پزشکي هسته‌اي

پزشکي هسته‌اي شامل دو روش مستقل و مجزاي راديوتراپي (راديولوژي درماني يا پرتودرماني) و راديوسرجري (جراحي غيرتهاجمي با تشعشع توسط شتاب‌دهنده خطي، نظير گامانايف و سايبرنايف) است. روش راديوتراپي، نوعي از درمان سرطان است که از پرتوهاي با انرژي بالا (ايکس، آلفا، بتا و گاما)، براي از بين بردن سلول‌هاي سرطاني و آسيب رساندن به DNA سلول‌هاي تومورال استفاده مي‌کند و با بهره‌گيري از فوتون‌ها و ذرات باردار رشد و تقسيم سلول‌هاي سرطاني را (با هدف از بين بردن تعداد کمي از سلول‌هاي طبيعي و سالم) کنترل مي‌کند. راديوتراپي نوين به دو شيوه اصلي TBI تابش از خارج از بدن (شامل تکنيک‌هاي IORT (حين عمل جراحي يا قبل از جراحي)، 3D CRT (تطبيقي سه‌بعدي با کمک تجهيزات راديولوژي تشخيصي و هسته‌اي نظير سي‌تي‌اسکن، MRI، پت اسکن و اسپکت اسکن)، IMRT (تطبيقي سه‌بعدي جديد با دوز تابشي بالا براي بافت آسيب‌ديده و دوز تابشي پايين به بافت سالم توسط دستگاه شتاب‌دهنده خطي مولتي ليف) و EBI تابش از داخل از بدن (شامل تکنيک‌هاي BT (براکي تراپي يا تشعشع توسط مواد کاشتني، رشته‌اي، کپسولي، دانه‌اي، تيوبي با دوز بالا (HBT) و دوز پايين  (ISRT,(LBT (بينابيني يا درون بافتي)، ICRT (داخل حفره‌اي يا با استفاده از اپليکاتور) و SRT (سيستميک يا تزريقي و خوراکي) با هدف درماني، تسکين و کنترل انجام مي‌‌شود. تجهيزات و ملزومات پزشکي اين بخش را گروهي از دستگاه‌هاي سرمايه‌اي پزشکي سنگين، داراي فناوري بالا و خاص (مشمول سطح‌بندي) تشکيل مي‌دهند که تعداد استاندارد و مورد نياز (عموماً به علت قيمت بالا، 1 دستگاه در نظر گرفته مي‌شود)، بسته به تصويب کميسيون ماده 20 معاونت درمان وزارت بهداشت و سازمان انرژي اتمي (در خصوص صدور موافقت اصولي نصب و راه‌اندازي)، تعيين مي‌‌شود.

واحد گازهاي طبي (اکسيژن)

واحد گازهاي طبي از بخش پشتيباني بيمارستان، شامل سيستم‌هاي تأمين‌کننده گازهاي طبي (نظير گاز هليوم، اکسيژن، انتونوکس، بيهوشي، کربن دي‌اکسيد) و گازهاي غير طبي (نظير وکيوم و هواي فشرده) است. يکي از مهمترين تجهيزات اين واحد، دستگاه‌هاي مولد (توليدکننده) گاز اکسيژن بيمارستاني هستند. اين دستگاه‌ها، در انواع اکسيژن ساز (داراي فناوري Bank Type، شامل زئوليت، کمپرسور و دراير هوا، مولد، فيلتراسيون و مخزن)، تانک اکسيژن مايع (قابل شارژ دوره‌اي) و اتاقک کپسول‌هاي اکسيژن (به رنگ سفيد و ظرفيت‌هاي 10، 20 و 40 ليتري)، که به ‌منظور تأمين اکسيژن مورد نياز بخش‌هاي بيمارستان، به تعداد ظرفيت‌سنجي انجام ‌گرفته، در واحد گازهاي طبي مرکزي، جانمايي و چيدمان مي‌شوند. فضاي تقريبي مورد نياز براي استقرار دستگاه، بسته به توع تأمين‌کننده اکسيژن، کپسول (1/0 مترمربع يا 2/0 مترمکعب)، اکسيژن ساز (35 مترمربع يا 110 مترمکعب) و تانک اکسيژن (30 مترمربع يا 320 مترمکعب) متغير است. شايان ذکر است براي دستگاه اکسيژن ساز، اتاق مدار ذخيره وجود دارد تا در موارد اضطراري و قطع برق يا سرويس دستگاه‌ها، به صورت اتوماتيک فعال شده و اکسيژن کپسول‌هاي مدار ذخيره، شروع به تغذيه بخش‌هاي بيمارستان مي‌کنند.

نکته:

دستگاه‌هاي کمپرسور هواي فشرده و کمپرسور خلأ (وکيوم) نيز در اين واحد نصب و راه‌اندازي مي‌شوند اما جزو گروه‌بندي تجهيزات و ملزومات پزشکي قرار نمي‌گيرند و تنها از اين گروه، نظارت بر حسن اجراي دستگاه‌هاي تامين کننده اکسيژن با واحد تجهيزات پزشکي بيمارستان است و مسئوليت اجراي فرآيندها و امور مرتبط در اين گروه از تجهيزات بيمارستاني، برعهده واحد تاسيسات بيمارستان است.

به ‌صورت کلي، بخش‌ها و واحدهاي بيمارستاني که از گازهاي طبي (شامل هليوم، اکسيژن، انتونوکس، بيهوشي، کربن دي‌اکسيد) و گازهاي غير طبي (شامل وکيوم و هواي فشرده) استفاده مي‌کنند در جدول مربوطه به صورت تفکيک‌شده و مجزا، مشخص ‌شده‌اند.

بخش‌های بيمارستانی به صورت تفکيک ‌شده به سه دسته پرخطر، خطرناک و کم‌خطر طبقه‌بندی می‌شوند. بخش‌های با رسيدگی پايين (کم‌ خطر)، شامل بخش‌های بستری عادی، تصويربرداری اولتراسوند، فيزيوتراپی و توانبخشی، درمانگاه، چهارگانه، پشتيبانی (به استثنای واحد گازهای طبی)، مهندسی، اداری، مالی و خدماتی هستند که از شدت ريسک پايين‌تری نسبت به بخش‌های ديگر برخوردارند. البته واحد تجهيزات پزشکی، مسئوليت حساس و سنگينی در زمينه فعال نگه‌داشتن دستگاه‌های پزشکی موجود در بيمارستان برعهده دارد. در حقيقت، نبود تجربه و تخصص کافی در اين واحد، به‌ عنوان واحد مهندسی بيمارستان، منجر به وارد آمدن خسارات جدی و جبران‌ناپذيری به سيستم سلامت می‌شود. گرچه، در سيستم و سازمان‌های سلامت‌محور مستقر در کشور، اين واحد، از جايگاه مناسبی برخوردار نيست و همين امر، موجب جدی نگرفتن موضوع و ايجاد اختلاف سنگين در ميان واحدها، کادرهای شاغل و مسئولين بيمارستان شده است.

بخش بستری عادی

بخش‌های بستری يکي از اصلی‌ترين فضاهای بيمارستانی هستند و از جهت مساحت حدود يک‌چهارم مساحت بيمارستان را به خود اختصاص می‌دهند. ساختار اصلي برنامه‌ريزی و طراحی يک بيمارستان را تعداد تخت‌هاي بستری آن تعيين مي‌کند و تمامی عملکردهای درمانی، تشخيصی و پشتيبانی حول اين بخش‌ها شکل مي‌گيرد. بخش‌های بستری به پنج گروه بستری داخلی يا عادی، بستری جراحی، بستري زنان و زايمان، بستری اطفال، بستری تخصصی (شامل بستری خون، بستری سرطان، بستری مغز و اعصاب، بستری تنفسی، بستری روماتولوژی، بستری غدد، بستری پيوند کليه، بستری قلبی، بستری چشمی، بستری پوستی، بستری عفونی) طبقه‌بندی میشوند که با توجه به نوع و حجم خدمات، شرايط خاصي را دارا هستند. واحدها و اتاق‌های داخلي بخش بستری متشکل از واحد بستری عادي يا تخصصی، معاينه و درمان، بستری VIP، ايزوله عفونی، ايستگاه يا کانتر پرستاری، فضای پارک تجهيزات پزشکی، اتاق دارو، اتاق تميز و غيره است. تجهيزات و ملزومات پزشکی اين بخش را گروهی از دستگاه‌ها و ملزومات مصرفی پزشکی پرکاربرد تشکيل می‌دهند که روش محاسبه تعداد استاندارد دستگاه‌های پزشکی مورد نياز بخش، به شرح ذيل بيان می‌شود.

الف) (تعداد دستگاه موردنياز بخش)= (تعداد دستگاه به ازای هر تخت) × (تعداد تخت مصوب)

ب) (تعداد دستگاه موردنياز بخش)= (تعداد دستگاه به ازای هر اتاق/ بخش/ فضا) × (تعداد اتاق/ بخش/ فضا مصوب)

مثال: اگر تعداد تخت‌های مصوب بخش بستری عادی مردان در بيمارستان جنرال ۲۲ تخت باشد. تعداد دستگاه کنسول، لارنگوسکوپ و الکتروشوک مورد نياز به چه ميزان خواهد بود؟

تعداد دستگاه کنسول ديواری به ازاي هر تخت مصوب محاسبه می‌شود که با اين حساب ۲۲ کنسول مورد نياز است. تعداد دستگاه لارنگوسکوپ داخل ترالي احياء يا اورژانس به ازای هر بخش يا اتاق محاسبه می‌شود که با اين حساب ۱ دستگاه لارنگوسکوپ در حالت واحد بستري يکپارچه مورد نياز است. تعداد دستگاه الکتروشوک به ازای هر فضای پارک تجهيزات پزشکی محاسبه می‌شود که با اين حساب ۱ دستگاه الکتروشوک مورد نياز است.

بخش فيزيوتراپی و توان‌بخشی

علم فيزيوتراپی و توان‌بخشی، روشي از درمان بيماری‌ها و ناهنجاری‌های عصبی، ماهيچه‌ای، استخوانی با استفاده از تجهيزات مکانيکی، جريان‌های الکتريکی، مانورهای دستی، تمرينات ورزشی و عوامل فيزيکی ديگر در قالب سه حوزه اصلي (تمرين درمانی، برق‌درمانی، درمان دستی) است. بخش فيزيوتراپی ارائه ‌دهنده خدمات به افرادی است که از لحاظ فيزيکی، عضوي از آن‌ها دچار آسيب يا ازکارافتادگی شده باشد. در اين درمان، از دارو استفاده نمی‌شود و با تمرکز بر درمان استخوان‌بندی و عضلانی، در راستای بهبودی و بازيافتن توانايی حرکتی و چرخشی و دست يافتن به تعادل و تناسب حرکتی گام برداشته می‌شود. از جمله واحدها و اتاق‌های اين بخش، می‌توان به موارد زير اشاره کرد:

کابين ماساژ درمانی
کابين ليزر درمانی
کابين آب‌درمانی
کابين حرکت‌درمانی
کابين کشش درمانی
کابين تمرين درمانی
کابين درمان دستی
کابين استراحت درمانی
کابين شوک‌درمانی
کابين اولتراسوند
کابين حرارت درمانی
کابين برق‌درمانی
کابين پرتودرمانی
کابين دياترمی
کابين حمام پارافين

بخش اداری، مالی، مهندسی، پشتيبانی و خدماتی

اين بخش، شامل بخش چهارگانه (استريليزاسيون مرکزی، رختشوی‌خانه مرکزی، آشپزخانه مرکزي و سردخانه مواد غذايی)، بخش اداری (رياست، مديريت اداری، مديريت پرستاری، امور مالی و حسابداری، بيمه و مدارک پزشکی، مددکاری، کارگزينی و غيره)، بخش مهندسی (مهندسی بالينی (تجهيزات پزشکی)، فناوری اطلاعات سلامت، رايانه و فناوری اطلاعات، تأسيسات الکتريکی و مکانيکی (موتورخانه، گازهای طبي و غيره)، واحد بهداشت محيط (جمع‌آوری و امحای زباله)، واحد عمرانی و سازه)، واحد امور دارويی (داروخانه و انبار دارويی) و بخش خدماتي (کاخ داري) است. بخش‌های مهندسی بيمارستان‌ها، به‌عنوان کليدی‌ترين نقش‌های فعال در صحت اجرا، حفظ و استمرار فرآيندهاي حوزه تشخيص و درمان، طراحي مي‌شوند. به‌ عبارتي ‌ديگر اين بخش‌ها، قادر هستند تا با امکانات و ابزارآلات تخصصی از تجهيزات و ملزومات پزشکی، تأسيسات الکتريکی و مکانيکی، شرايط فيزيکي و محيطی بيمارستان، مراقبت و نگهداری کنند. اما علي‌رغم اهميت بالای بخش مهندسی بالينی در بيمارستان، متاسفانه از جايگاه خوبی برخوردار نيستند. اين امر در تمامي تسهيلات و امکانات تخصيص ‌يافته به اين بخش، کاملاً مشهود است. شرايط جاری بيمارستان‌ها در کشور، در حقيقت سلطه ناعادلانه جامعه پزشکی بر تمامی واحدهای بخش مهندسی، پشتيبانی، اداری و خدماتی است.

آشنایی با انواع نخ های جراحی (surgical suture)

نخ های بخیه براساس ضخامت آن ها دسته بندی می شوند و بین 7 تا 11/0 در حال حاضر موجود است.

نخ های بخیه هر چه به عدد صحیح بزرگتری خوانده شوند ضخامت آن ها بیشتر می شود و بالعکس هرچه تعداد بیشتری صفر خوانده شوند نازکتر می شود به عنوان مثال نخ هفت ، ضخیم ترین نخ و 11/0 نازکترین نخ محسوب می گردد.

میزان ضخامت نخ در میزان انعطاف نخ نیز تاثیر دارد و هرچه میزان نازکی نخ بیشتر باشد انعطاف آن بیشتر است.میزان آسیب ناشی از نخ بخیه نیز به سایز آن ها بستگی دارد و هرچه نخ ظریف تر باشد میزان آسیب بافتی آن کمتر است.اسکار ناشی از بخیه در نخ های ضخیم تر خیلی بیشتر از نخ های نازک تر است، البته به نوع نخ نیز می تواند بستگی داشته باشد.

انواع نخ های بخیه در جراحی:

نخ های قابل جذب:

نخ های قابل جذب طبیعی

 نخ های قابل جذب ساده یا پلین (PLAIN)

 نخ قابل جذب کرومیک یا کاتگوت کرومیک (CHROMIC)

نخ قابل جذب کلاژن (COLLAGEN)

نخ های قابل جذب غیر طبیعی و مصنوعی

نخ ویکریل (پلی گلاکتین)VICRL

نخ های غیر قابل جذب:

نخ های غیر قابل جذب طبیعی

 نخ سیلک خالص virgin silk

نخ سیلک روکش دار dermal silk

نخ پنبه ای cotton

نخ کتانی linen

نخ سیمی ضد زنگ stainless steel or wire

نخ های غیر قابل جذب مصنوعی

نخ نایلون

نخ نایلون تک رشته ای ethilon and dermalon

نخ نایلون چند رشته ای بدون روکش نورالون nurolon

نخ نایلون چند رشته ای روکش دار سرجی لون surgilon 

مواد سازنده نخ های جراحی

کاتگوت از مواد کلاژن تهیه شده از زیر مخاط روده گوسفند یا بافت سروزی روده گاو ساخته می شود. شماره این نخ ها بین 3 تا 7-0 است. کاتگوت بوسیله آنزیم های بدن جذب میشود ، بنابراین به عنوان جسم خارجی در بدن
باقی نمی ماند.

میزان جذب آن بستگی به عوامل زیر دارد:

نوع بافت: کاتگوت در بافت های سروزی و مخاطی سریعتر و در چربی زیر پوست آهسته تر جذب می شود.

وضعیت بافت: زمانی که در بافت عفونتی وجود داشته باشد ، سرعت جذب افزایش می یابد.

وضعیت سلامت بیمار: در بیماران دچار سوء تغذیه یا بافت های آزرده سریعتر جذب می شود. در بیماران پیر یا ناتوان ممکن است به مدت طولانی باقی بماند.

انواع کاتگوت Catgut :

کاتگوت ساده Plain Catgut : نسبتا سریع و معمولا در فاصله5-10 روز قدرت استحکام خود را از دست می دهند و در فاصله 70 روز در بافت های بدن هضم و جذب می شوند.برای لیگاتور عروق کوچک و بخیه زدن چربی زیر پوست بکار میرود. در اندازه های 3 تا 5-0 وجود دارد.رنگ طبیعی آن زرد است اما ممکن است با رنگهای آبی یا سیاه رنگ آمیزی شود.در جراحی های زیبایی صورت ممکن است این نخ در پوست استفاده شود چون بیشتر از یک هفته نیاز بوجود بخیه در صورت نیست.

کاتگوت کرومیک Chromic Catgut : نخ های ساده را در نمک کرومیک قرار میدهند و به این وسیله  مدتجذب آن را افزایش می دهند. در  لیگاتور عروق بزرگ  و در بافتهایی که نمیتوان از نخ های غیر قابل جذب به دلیل خاصیت سنگ سازی آن استفاده کرد،ک بکار میرود (مثل دستگاه ادراری و کیسه صفرا)

این نخ ها برای فاشیا(فاسیا) مناسب نیستند، چرا که قدرت کشش آن سریع از بین میرود.اگر میزان جذب آن طبیعی باشد زخم را به مدت 14 تا 21 روز محافظت میکند و در طول 90 روز به طور کامل جذب می گردد.اندازه های آن از 3 تا 7-0 است و ممکن است با رنگ های قهوه ای رنگ آمیزی شود.

کلاژن Collagen : از فیبرهای کلاژن تاندن گاو گرفته می شود.شماره آن لز 4-0 تا 8-0 است. قابلیت انعطاف خوبی دارد و بیشتردر جراحی های چشم مورد استفاده قرار میگیرد.

نکته:

این بخیه ها در پاکت های حاوی مایع، معمولا آب یا الکل، برای حفظ قابلیت انعطاف آن نگهداری میشود.

بهمین خاطر هم به محض خارج شدن از پاکت، باید مورد استفاده قرار گیرد. اگر به مدت طولانی بدون استفاده بماند الکل آن تبخیر شده و قابلیت انعطاف آن از بین می رود.

نخ ویکریل (پلی گلاکتین) Vicryl Suture

این نخ قابل جذب می باشد.جذب نخ و پوشش آن توسط هیدرولیز است. این نخ در مدت 14 روز حدود 65% توانایی کشش خود را از حفظ می کند و در بیست و یک روز حدود 40% باقی مانده و در زمان حدود 56 تا 70 روز بعد از مصرف توده نخ از بین می رود.

با اینکه این نخ چندرشته ای است ولی با پوشش خود صاف تر شده ، عبور از نسج آسان می گردد.

این نوع نخ نسبت به کاتکوت ساده و کرومیک که در موارد بخیه زدن جدار های پرچرب لیز می خورند ، به آسانی در دست جراح جمع و جور میگردد.

این نخ را در مواردی که برای بستن پوست و یا ملتحمه چشم استفاده می شود ، به علت ایجاد تحریک موضعی لازم است قبل از هفت روز خارج کرد.

از این نخ در مواردی که بافت ها تحت کشش هستند و بهم نمی رسند نمی توان استفاده کرد.

برای بستن جدار شکم (فاسیا) استفاده نمی شود و مصرف آن در بافت های قلبی- عروقی و اعصاب تایید نشده است ولی موارد استفاده آن در لیگاتور و بخیه در نقاطی که نخ قابل جذب مناسب باشد ، می باشد.

نخ های غیر قابل جذب NonabsorbableSuture

نخ هایی که از پیله کرم ابریشم تهیه می شوند. موم و مواد چسبناک را از روی رشته های نخ تمیز کرده ورشته ها بهم تابیده می شوند و به صرت چند رشته ای تهیه می شوند.معمولا چون رشته های بهم تابیده قدرت و استحکام بیشتری دارند. بیشتر مورد استفاده قار میگیرند. این نخ ها معمولا به رنگ سیاه هستند، اما ممکن است به رنگ سفید نیز وجود داشته باشند. اندازه آنها از 5 تا 9-0 است. نخ سیلک حقیقتا غیر قابل جذب نیست و معمولا این نخ بعد از گذشت یک سال قدرت استحکام خود را از دست می دهد و بعد از دوسال ناپدید می شود. این نخ محافظ خوبی برای زخم است، بخصوص هنگامی که بیمار میخواهد سیعتر راه بیفتد. در بافت کمتر از کات گوت عکس العمل ایجاد میکند، اما مانند بقیه نخ های غیر قابل جذب کاملا به عنوان یک ماده بی جان در بدن عمل نمیکند. بطور مکرر در بافت سروزی دستگاه گوارش و دوختن فاسیا به شرطی که عفونت نداشته باشد مورد استفاده قرار میگیرد.

سیلک خالص Virgin Silk : سیلک خالص بصورت چند رشته ای بهم تابیده شده و نخ های شماره 8-0 و 9-0 را میسازد و برای نزدیک کردن بافت های نرم بکار میرود، بخصوص در جراحی های چشم.

این نخ ها به رنگ سیاه یا سفید وجود دارند.

سیلک روکش دار Dermal Silk : از رشته های نخ سیلک بوسیله ژلاتین یا مواد پروتئینی دباغی میشود و به صورت روکش روی رشته های نخ قرار میگیرد معمولا برای بخیه پوست مورد استفاده قرار میگیرد. بخصوص در نواحی که به کشش بیشتر پوست است و برداشتن این نوع بخیه ها هم بسیار آسان است. به رنگ سیاه در شماره های 0 تا 5-0 وجود دارند.

نخ پنبه ای Cotton : از فیبرهای سلولز طبیعی ساخته می شوند. که به صورت نخ های تابیده شده و به شکل های چندرشته ای اند. اندازه آنها از 1 تا 5-0 است. معمولا سفید هستند ولی ممکن است به رنگ صورتی یا آبی رنگ هم رنگ آمیزی شوند. این نخ ضعیفترین نخ غیر قابل جذب است. در حالی که اگر خیس شود قدرت استحکام آن افزایش می یابد برعکس سیلک. قبل از استفاده از این نخ ها باید آنها را خیس کرد، خیس کردن باعث افزایش 10% به قدرت استحکام نخ می شود. مانند سیلک در اکثر بافت های بدن بصورت لیگاتور یا بخیه مورد استفاده قرار میگیرد اما همانند سیلک مفید نیست.

نخ کتانی Linen : نخ کتان از فیبر خام کتان ساخته میشود. این نخ ها روی هم تابیده شده و روی آن روکش های مخصوصی جهت انعطاف پذیر کردن آن و نرم بودن در هنگام عبور از بافت، کشیده می شود. قدرت استحکام آن کمتر از تمام نخ های غیر قابل جذب است. اندازه های 0 تا 2-0 وجود دارد. بیشتر در جراحی دستگاه گوراش مورد استفاده قرار میگیرد.

نخ های فولادی ضد زنگ یا نخ های سیمی Stainless Steel or Wire: از آلیاژ فلز آهن با کربن کم ساخته میشود.فرمول این نخ ها شبیه فزاتی است که برای ساخت پروتز و مواد کاشتنی استفاده میشود.این نخ ها در جراحی های توراکس، در ترمیم تاندون، در عمل های ارتوپدی و جراحی اعصاب و بستن زخم های جراحی عمومی استفاده می شوند.

نخ های غیر قابل جذب مصنوعی

با اینکه نخ سیلک بعنوان نخ غیر قابل جذب اکثریت استفاده را دارد، نخهای غیر قابل جذب مصنوعی مورد استفاده قرار میگیرند. چرا که فوائد منحصر به فرد را در خیلی از موقعیت های جراحی برای آن ارائه می دهند. این نخ ها دارای قرت استحکام زیادتری نسبت به سیلک هستند و کمتر باعث واکنش در بافت می شوند. گره زدن با اکثریت این نخ ها مشکل تر از سیلک است. دوام و حساسیت کمتر در بافت، سختی گره زدن این نخ ها را نادیده گرفته و از آن استفاده می کنند. این فوائد ممکن است، مهمتر از اشکالات این نخ ها باشد.

نایلون: از پلی مر پلی آمید که از سنتز زغال، هوا و آب مشتق میشود، تهیه می گردد که کمترین عکس العمل را در بافت ایجاد میکند.دارای قدرت استحکام بسیار بالایی است، اما استحکام آن بوسیله هیدرولیز در بافت به میزان 15 تا 20 درصد درسال کاهش می یابد. این نخ در همه بافت های بدن جایی که استفاده از نخ های غیر قابل جذب قابل قبول است، استفاده میشود. مگر زمانی که نیاز به محافظت طولانی در نواحی بدخیم بافت وجود دارد. این نخ ها به سه شکل تک رشته ای، چند رشته ای بدون روکش و چند رشته ای روکش دار وجود دارند.

نایلون تک رشته ای: به رنگ سیاه، آبی یا سبز در اندازه های 2 تا 11-0 وجود دارد. کوچکترین سایز آن در عمل های خیلی ظریف مورد استفاده قرار میگیرد. این نخ ها در عمل های چشم هم مورد استفاده قرار میگیرند. چرا که قابلیت ارتجاعی آن بسیار مطلوب است اندازه های بزرگتر در بخیه پوست بخصوص در جراحی های پلاستیک زمانی که زیبایی هم مهم است و در بخیه های محافظ مورد استفاده دارد. مرطوب کردن نخ های تک رشته ای قابلیت انعطاف آن را بیشتر می کند و استفاده از آن آسانتر از نخ ها خشک است.

نایلون چند رشته ای بدون روکش نورالون: به رنگ سیاه یا سفید وجود دارد از نظر ظاهر استفاده از آن مثل سیلک است. اما محکمتر است و عکس العمل کمتری را در بافت ایجاد میکند. اندازه آن از 1 تا 07 می باشد و در همه بافت های بدن که نیاز به نخ های غیر قابل جذب است استفاده می شود.

نایلون چندرشته ای روکش دار سرجی لون: روکش از جنس سیلیکون دارد که عبور آن را از بافت آسانتر میکند و بقیه خصوصیات آن شبیه سیلک و نایلون چندرشته ای بدون روکش است.

پلی پروپیلن ، پلی اتیلن و پولیستر از انواع دیگر نخ های غیرقابل جذب مصنوعی هستند.

دستگاه بيهوشي

دستگاه بیهوشی یا ماشین بیهوشی یا دستگاه بویل، توسط متخصص بیهوشی یا پرستار بیهوشی جهت حفظ بیهوشی در هنگام عمل جراحی استفاده می‌شود. رایج ترین نوع دستگاه بیهوشی که در حال حاضر در سراسر دنیا گسترده شده و در حال استفاده است ماشین بیهوشی با جریان پیوسته است، که طراحی شده تا بتواند میزان ثابت و دقیقی از مخلوط گازهای طبی (مانند اکسیژن یا دی نیتروژن مونوکسید) را با میزان ثابتی از گازهای بیهوشی (مانند ایزوفلوران) ترکیب کرده و در نهایت با یک جریان و فشار ثابت و به شکل امن تحویل بیمار دهد.

ایده اصلی ماشین بیهوشی فعلی توسط متخصص بیهوشی اهل بریتانیا به نام هنری ادموند گاسکین بویل در ۱۹۱۷ مطرح و ابداع شد. تا قبل از آن متخصصین بیهوشی تمام تجهیزات و وسایل لازم را با خود حمل می‌کردند اما توسعه این وسایل باعث شده بود این ابزار هر روز سنگین تر شده و حمل نقل آن سخت شود. کپسول گاز بزرگ و همچنین تجهیزات راه هوایی که به‌طور فزآینده‌ای پیچیده بودند و وجود این مشکلات نشان می‌داد که ادامه این وضعیت در تمام موقعیتها قابل انجام نبوده در صورتی که دستگاه بیهوشی روی چهار چرخ ضد استاتیک که برای حمل و نقل مناسب است نصب شده‌است.

در شرایط خاص ممکن است دستگاه بیهوشی ساده‌تر استفاده شود. به عنوان مثال دستگاه بیهوشی TriService یک سیستم تحویل بیهوشی ساده بوده که برای استفاده در نیروهای مسلح بریتانیا اختراع شده‌است. این وسیله سبک و قابل حمل بوده و حتی زمانی که گازهای طبی در دسترس نیست به طرز مؤثری قابل استفاده است. این وسیله دارای یک دریچه یک طرفه بوده که هوای محیط را به درون خود کشیده و با اکسیژن که از کپسول وارد دستگاه می‌شود غنی می‌کند.

هنوز هم در هند تعداد زیادی از دستگاه بیهوشی مدل draw-over استفاده می‌کنند که به وسیله آن مخلوط هوا و اتر را با اکسیژن غنی کرده و به بیمار می‌رسانند، اما با ظهور دستگاه کوتر احتمال انفجار این مخلوط گازی بالا بوده که موجب شده‌استفاده از این دستگاه با خطراتی همراه باشد.
در دندانپزشکی نمونه ساده شده ماشین بیهوشی مورد استفاده است که در آن ونتيلاتور و دستگاه تبخیرکننده وجود ندارد و در اصل به عنوان ماشین بی دردی نسبی نامیده می‌شود. با استفاده از این ماشین دندانپزشک می‌تواند مخلوطی از گاز اکسیژن و دی نیتروژن مونوکسید را برای بیمار استفاده کند تا بیمار در حین کار آرام بوده و درد نداشته باشد.

اجزاء ماشین بیهوشی

دستگاه بیهوشی مدرن شامل اجزای زیر است:

اتصال به منبع مرکزی (سانترال) اکسیژن بيمارستان و همچنین اتصال به منبع دی نیتروژن مونوکسید و منبع هوا مرکزی

اتصال به کپسول ذخیره هوا، اکسیژن و دی نیتروژن مونوکسید که هرکدام با اتصالات اختصاصی به دستگاه متصل هستند.

دکمه Flush که اکسیژن را با جریان ۳۰ تا ۷۵ لیتر در دقیقه فراهم می‌کند.

فشارسنج، تنظیم‌کننده و یک دریچه pop-off که اجزا دستگاه و بیمار را از وارد شدن اکسیژن با فشار بالا و صدمه دیدن محافظت می‌کند.

جریان سنج اکسیژن و هوا و دی نیتروژن مونوکسید

تبخیرکننده دقیق که میزان دقیقی از داروهای بیهوشی استنشاقي را فراهم می‌کند.

ونتیلاتور که بیمار را در حین بیهوشی تهویه می‌کند.

یک آمبوبگ دستی که در ترکیب با یک دریچه تنظیم فشار قرار دارد و در زمان نیاز مورد استفاده قرار می‌گیرد.

سیستم نظارت و کنترل گازهای دمی و بازدمی بیمار.

سیستمی برای مانتیورینگ بیمار از جمله پايش میزان تپش قلب، مشاهده نوار قلب‌ و تعیین فشارخون و میزان اشباع اکسیژن در خون شریانی وجود داشته باشد. در بعضی از دیگر از دستگاه‌های بیهوشی موارد بیشتری از جمله کاپتوگرافی و دما سنج نیز تعبیه شده‌است.

ویژگی‌های ایمنی در ماشین بیهوشی مدرن:

بر اساس تجاربی که از خطاهای گذشته بدست آمده دستگاه‌های بیهوشی مدرن چند ویژگی جهت بالا بردن امنیت مجهز شده‌اند که عبارتند از:

اخطار ناشی از افت فشار اکسیژن (به اختصار OFWD): در ماشینهای قدیمی یک وسیله پنوماتيک به نام سوت ریچی قرار داشت، زمانی که فشار اکسیژن به میزانی کمتر از ۳۶ پوند بر اینچ مربع برسد شروع به سوت زدن می‌کند اما در دستگاه‌های جدیدتر به جای آن قطعه یا حسگر الکترونیکی قرار داده شده‌است.

قطع‌کننده جریان گاز دی نیتروژن مونوکسید (به اختصار OFPD): جریان گاز طبی دی نیتروژن مونوکسید به صورت کامل به فشار اکسیژن وابسته است. این مکانیزم در سطح تنظیم‌کننده اکسیژن انجام می‌شود. اساس آن بدین شکل است که تنظیم‌کننده جریان دی نیتروژن مونوکسید کاملاً به تنظیم‌کننده جریان اکسیژن وابسته است. به عنوان مثال زمانی که جریان اکسیژن قطع است جریان هیچ گاز دیگری برقرار نخواهد شد.

اخطار مخلوط گازی هیپوکسیک: این مکانیزم از تحویل مخلوط گازی که میزانی کمتر از ۲۱ تا ۲۵ درصد اکسیژن داشته باشد جلوگیری خواهد کرد. در دستگاه‌های مدرن غیر ممکن است که بتوان مخلوط گازی بدون اکسیژن به بیمار داد. در این دستگاه‌ها اکسیژن به‌طور خودکار به جریان گاز تازه افزوده خواهد شد حتی اگر متخصص بیهوشی تصمیم بگیرد به بیمار دی نیتروژن مونوکسید ۱۰۰ درصد بدهد.

اخطار دستگاه تهویه مکانیکی: زمانی که فشار راه هوایی بالا یا پایین‌تر از حد استاندارد باشد دستگاه اخطار می‌دهد.

وجود یک قفل بین دو تبخیرکننده: این مکانیزم جهت جلوگیری از تجویز هم‌زمان دو داروهای بیهوشی استنشاقي در دستگاه بیهوشی قرار داده شده‌است.

قرار دادن پین‌های اختصاصی به قسمت اتصال کپسول‌های گاز و دستگاه: اینکار باعث می‌شود نتوان کپسول‌های اشتباه را به دستگاه وصل کرد.NIST یا سیستم ایمنی بر اساس قطر (DISS): با استفاده از این سیستم قطر لوله‌های ورودی به دستگاه بر اساس اینکه حاوی چه نوع گازی باشند تفاوت دارد.

شیر اتصالی به شیلنگ‌های دستگاه بیهوشی غیرقابل تعویض و اختصاصی هستند. در نتیجه احتمال تعویض اشتباه شیر یک شیلنگ از بین خواهد رفت.

تمام عملکردهای ماشین بیهوشی باید هر بار توسط استفاده‌کننده از دستگاه چک شود، همچنین ماشین بیهوشی و تمام وسایل جانبی آن باید به صورت دوره‌ای چک و کالیبره شود. ممکن است ماشینهای قدیمی بعضی از ویژگی و اصلاحاتی که ماشینهای جدیدتر دارند را نداشته باشند. با این حال دستگاه‌های قدیمی طوری طراحی شده بودند که بدون نیاز به جریان برق و با استفاده از فشار هوا کار کنند در صورتی که دستگاه‌های جدید با جریان برق کار کرده و یک باتری پشتیبان دارند اما اگر این باتری هم خالی شود دستگاه از کار خواهد افتاد.

در هرصورت دستگاه‌های بیهوشی مدرن همچنان اصول قدیمی کار دستگاه‌های بویل را حفظ کرده‌اند.

توصیه شده که قبل از هربار استفاده از ماشین بیهوشی دو نفر دستگاه را چک کنند، این کار باعث می‌شود میزان خطرات و عوارض در حد بالایی کاسته شود.

دستگاه سنگ شکن

اختراع دستگاه سنگ شکن انقلابي در درمان سنگهاي ادراري ايجاد کرد و جايگزين روش جراحي شد که بسيار پر عارضه بود. دستگاه سنگ شکن در دهه ۱۹۸۰ در کشور آلمان ساخته شد و پس از آن استفاده از آن در دنيا عموميت پيدا کرد. اکنون درمان با سنگ شکن شايع ترين روش درمان سنگهاي کليه در سرتاسر دنيا شده است.

روشهای کلی جهت خارج کردن
سنگ های ادراری

جراحی باز

سنگ شکن برون اندامی  ESWL
سنگ شکن درون اندامی (کلیه PCNL، حالب TUL، مثانه)
عمل جراحی خارج کردن سنگ از طریق پوست  PCNL
لاپاراسکوپی
فاکتورهای مختلفی روی تصمیم گیری برای درمان تاثیر دارند از جمله  اندازه سنگ و محل استقرار آن است.

سنگ شکن درون اندامی
نسلهای متعددی از این دستگاه رواج پیدا کرده است که به ترتیب عبارتند از: الکتروهیدرولیک، اولتراسونوگرافی، لیزر و Pneumatic که به آن Cold Lithotripsy گفته می شود.
در این روش بیمار بیهوشی عمومی یا موضعی دریافت می کند و جراح با استفاده از آندوسکوپ با قطر کم به مثانه یا حالب دسترسی پیدا کرده، سنگ را شکسته و خارج می کند. موفقیت این عمل بالا و عوارض آن کم است.
مکانیسم عمل به این صورت است که از طریق مجرای ادرار، یورتروسکوپ وارد مثانه شده سپس از طریق سوراخ حالب، وارد آن می شود و پس از بالا رفتن از حالب و رسیدن به سنگ با یکی از دستگاههای سنگ شکن داخل اندامی که در بالا به آن اشاره شد، سنگ شکسته شده و تکه های آن با بسکت یا پنس سنگ خارج میشود.

سنگ شکنی مثانه
معمولا سنگهای مثانه از طریق میزراه برداشته می شوند. خرد کردن و برداشتن سنگ های ادراری مثانه با عنوان لیتولاپاکسی یا لیتوتومی بیان می شود. برای اجرای لیتولاپاکسی یک سنگ شکن از طریق میزراه به مثانه وارد می شود و برای خرد کردن سنگ به کار می رود. وسیله ی به کار رفته ممکن است سنگ شکن دارای فک لولایی، سنگ شکن اولتراسوند، سنگ شکن الکتروهیدرولیک و یا لیتوبلاست باشد.

سنگ شکن برون اندامی (ESWL)
دستگاه سنگ شکني برون اندامي از خارج از بدن امواج شوکي جهت شکستن سنگ به آن را ميتاباند. امواج صوتی به راحتی از بافتهای بدن میگذرد و دارای قدرت کافی برای شکستن سنگ است. این امواج بیخطرند و بیمار آنها را حس نمیکند، اما چون تولید هر موج با صدای بلندی همراه است، برای محافظت از گوشهای بیمار از گوشی استفاده میشود.
مکانيسم عمل به این صورت است که دستگاه با کمک يک تکنسين، سنگ ادراري را پيدا کرده و امواج شوکي را از خارج از بدن روی سنگ، کانونی ميکند و منجر به خرد شدن آن ميشود. ممکن است براي خرد شدن سنگ ۲۰۰۰ تا۳۰۰۰ شوک لازم باشد. در نهایت تکه های سنگ از طریق ادرار در عرض چند روز تا چند هفته دفع می شوند. حداکثر تعداد دفعات سنگ شکنی ۳ جلسه است و در صورت عدم خرد شدن سنگها باید از روشهای دیگر استفاده شود.

نوآوری های جدید در سنگ شکن برون اندامی
Automatic Pressure regulation system (دقت وکیفیت درمان بالا رفته و به دلیل تنظیم خودکار سطح انرژی بیمار درد کمتری را احساس می کند)
الکتروکانداکتیو (نسل چهارم سنگ شکن برون اندامی)
مکان یابی و ردیابی روبوتیک سنگ توسط سونوگرافی Free Line با استفاده از Stereovision Technology

مکان یابی و ردیابی روبوتیک سنگ توسط فلوروسکوپی با تکنولوژی Stone Locking
فرایند کار برای جراح آسان تر شده، بیهوشی کمتر است و کاربر نیز دوز اشعه کمتری دریافت میکند

مزایای استفاده از سنگ شکن برون اندامی نسبت به جراحی
جلوگیری از عوارض بی هوشی و جراحی
سخت تر و پر عارضه تر بودن جراحی مجدد به دنبال عود سنگ
امکان ايجاد تنگي حالب پس از عمل جراحي در صورت وجود سنگ حالب
روش درمانی غير تهاجمي
نيازي به بيهوشي و بستري شدن ندارد و سرپائي انجام ميشود
مصونیت در برابر عفونتهای احتمالی بعد از جراحی، درد و احتمال خونریزی
قابل استفاده برای افراد بسیار چاق و کودکان
دقت فوق العاده برای شناسایی محل سنگ

معایب استفاده از سنگ شکن
تمام سنگ هاي کليوي قابل شکستن با دستگاه سنگ شکن نيستند. ايده آل آن است که کوچک تر از ۱/۵ سانتيمتر باشد. ميزان موفقيت سنگ شکن براي سنگهاي کليوي زير  ۱/۵ سانتيمتر ۸۵ درصد است.
هر قدر اندازه سنگ بزرگ تر باشد، قطعات ناشي از شکستن بيشتر شده و درد بيمار برای دفع بيشتر ميشود.
محدودیت برای بعضي از افراد از جمله خانمهاي باردار و بيماراني که از داروهاي ضد انعقاد استفاده مي کنند.
وجود خون در ادرار، کبودی پشت و شکم
معمولا به بیشتر از یک جلسه برای بی سنگ شدن نیاز است که به تکنولوژی مورد استفاده بستگی دارد.
بیمارانی که ناراحتیهای ارتوپدی، نخاعی و ناهنجاریهای کلیوی دارند و یا دارای ناراحتی معدهای، ریوی هستند همچنین آنها که قبلا فشار خون داشته اند ممکن است در درمان با ESWL دچار مشکل شوند.

نکات مهم برای خرید
دستگاه سنگ شکن
دارا بودن تاییدیه ها (مانند FDA) یا نشان ها (مانند CE) یا استانداردهای لازم
Re Treatment  یا درمان مجدد که بستگی زیادی به کیفیت دستگاه دارد باید آنالیز شود.
هنگام خرید، قیمت کلیه attachments و ملزومات لحاظ شود و فقط برای TUL قیمت گذاری انجام نشود.
موقعیت یابی اتوماتیک سنگ که موجب کاهش خطا، افزایش سرعت و در نتیجه افزایش کیفیت درمانی می شود.
امکان اندازه گیری به هنگام (real time) نیروی امواج گسیلی به سمت بیمار
بسیاری از سنگ شکنها آپشنی برای سنگ شکنی مثانه ندارند و باید جداگانه با صرف هزینه خریداری شود.
سایز کانون دوم که بر روی سنگ قرار می گیرد و امکان تغییر پیوسته آن متناسب با اندازه سنگ
متحرک یا ثابت بودن
نیاز داشتن یا نداشتن به بیهوشی
امکان استفاده جهت سایر درمانها
نوع تکنولوژی به کار رفته (الکتروهیدرولیک، الکترومگنتیک، پیزوالکتریک و الکتروکانداکتیو)
ژنراتور Shock Wave (نوع، فرکانس  مدت پالس، فاصله کانونی، فشار در کانون، دامنه ولتاژ، سایز کانون دوم)
ابعاد و وزن ژنراتور
روش گوپلینگ (water cushion و …)
سیستم تصویر برداری (فلوروسکوپی:دامنه kV وmA، اندازه کانونی، نسبت گرید اینچ و…  و اولتراسوند: نوع ترانسدیوسر، فرکانس، دامنه فوکوس، مد و…)
تخت بیمار (جهتهای جابجایی، تیلت، ترندلنبرگ، ابعاد و حداکثر وزن قابل تحمل)
کنسول کنترل (تعداد و اندازه مانیتور، پارامترهای نشان داده شده و موقعیت قرارگیری آن)
اندازه و تعداد تصاویر ذخیره شده و امکان گزارش نویسی اتوماتیک برای بیمار
سازگاری با دایکام ۳
برق مورد نیاز
قیمت دستگاه و هزینه سرویس و نگهداری
مدت زمان گارانتی و خدمات پس از فروش
قیمت تجهیزات مصرفی که عمدتا در مورد سنگ شکن برون اندامی پروب استف اهمیت زیادی دارد
دستگاه های ترکیبی اولتراسوند و پنوماتیک تقریبا 3 برابر گران تر از پنوماتیک است با این وجود اغلب کاربردی در TUL ندارند درحالی که نیاز عمده مراکز مصرف کننده است.

قسمت های اصلی ماشین سنگ شکن (Lithotripsy) برون اندامی
منبع انرژی (Shockwave Generator)
سیستم فوکوس (کانونی)، به منظور متمرکز کردن و هدایت امواج شوک به سنگ تا پودر شدن (fragmentation) رخ دهد.
یونیت تصویر برداری و تعیین موقعیت (Imaging or Localization Unit)، از تصویر برداری برای تعیین موقعیت سنگ و قرارگیری امواج شوک روی آنها استفاده میشود.
مکانیسم کوپلینگ (اتصال)، برای انتقال انرژی تولید شده توسط ژنراتور امواج شوک و موج فشار به سطح پوست از بین بافت به سمت سنگها لازم است.

روش های ایجاد موج شوک
منابع تولید موج شوک بر اساس عملکرد به ۴ نسل متفاوت تقسیم می شوند:
الکتروهیدرولیک: (دارای قدرت بالا و دقت کم که در نتیجه درد بیمار زیاد شده و سنگها خوب پودر نمیشوند)
پیزوالکتریک (سنگها به خوبی پودر شده و بیمار درد کمتری دارد اما قدرت آن کم است)
انرژی الکترومغناطیسی (متوسطی از دو روش بالاست)
الکتروکانداکتیو (دارای قدرت بالاتر از نسل اول و دقت بالاتر از نسل دوم و سنگ ها کاملا پودر می شوند)
روش های مورد استفاده برای تعیین موقعیت سنگها
۱- فلوروسکوپی
مزایا: تشخیص سنگ های کلیوی و حالب
معایب: تابش یونیزه و ناتوانی برای متصور ساختن سنگهای Radiolucent وسنگهای کوچک Radiopaque
۲- اولتراسوند
مزایا: امکان دیدن هم سنگهای کلیوی radiolucent و هم سنگهای radiopaque بدون استفاده از ماده حاجب و امکان مانیتورینگ به هنگام (real time) از رویه شکستن و همچنین مزیت عدم وجود تابش یونی
معایب: سنگهای ureteral گاهی اوقات با سونوگرافی خیلی مشکل تعیین موقعیت میشوند.
۳- استفاده ترکیب روش اول  و دوم

نگهداری دستگاه
سیستم تولید شوک هر شش ماه یکبار و یا هر 300 بیمار (هرکدام که زودتر فرا رسد) باید بازدید شود. همچنین سیستم تصویربرداری و هدف یابی هر شش ماه یکبار نیاز به بازدید دارد. تمیزکاری شوک هد، ممبران  و تخت درمان از مواردی است که باید بعد از هر بار استفاده رعایت شود.کالیبراسیون هر شش ماه ضروری است که شامل کالیبراسیون kV، کالیبراسیون فاکتورهای شوک ، عملکرد سیستم های حرکتی تخت درمان و یا شوک هد، کالیبراسیون سیستم هدف یابی اتوماتیک و نقطه کانونی است.

دستگاه رادیولوژی

رادیولوژی یا علم تصویربرداری، شاخه‌ای از پزشکی است که با انرژی تابشی در تشخیص و درمان بیماری‌ها سر و کار دارد. رادیولوژی که همچنین به عنوان تصویربرداری تشخیصی نیز شناخته می‌شود، ابزاری است که پزشکان می‌توانند توسط آن، آنچه را که در بدن اتفاق می‌افتد دیده و درک کنند. قبل از ظهور رادیولوژی، فقط با مرگ بیمار، پزشکان می‌توانستند ارگان‌های داخلی را مورد بررسی قرار داد.

در رادیولوژی از اشعه استفاده شده و از تصاویر استفاده نمی‌شود. این نوع تصویربرداری مستقیماً از اشعه یونی استفاده می‌کند. به طور کلی می‌توان گفت رادیولوژی یک تخصص در پزشکی است که به تولید تصاویر داخلی بدن از طریق عوامل مختلف فیزیکی، میدان مغناطیسی و غیره می‌پردازد و از این تصاویر برای تشخیص و در حد کمتری برای پیش‌آگاهی و درمان بیماری‌ها استفاده می‌کند. هدف از رادیولوژی تشخیص مشکلات داخلی، جلوگیری از ایجاد صدمه و درد قبل از اینکه این بیماری خیلی جدی شود است؛ زیرا پزشکان را قادر می‌سازد تا بیماری‌ها را سریع‌تر و دقیق‌تر تشخیص دهند.

دستگاه رادیولوژی

اشعه ایکس یا رنتگن در طبیعت، زیاد وجود ندارد. برای کاربرد پزشکی این پرتوها باید به وسیله لامپ‌هایی که برای این منظور ساخته شده‌اند تولید شود. در لامپ مولد اشعه ایکس که شبیه لامپ‌های کاتودیک است، با بمباران الکترونی قطعه فلز مقاوم و کوچکی که از جنس تنگتن در قطبی از لامپ به نام کانون قرار دارد، ترازهای انرژی الکتریکی در این فلز به هم می‌خورد و انرژی ناشی از جابجایی الکترون‌ها به صورت اشعه ایکس بیرون می‌آید. الکترون‌هایی که مورد استفاده قرار می‌گیرند از سیم‌پیچ کوچکی در قطب منفی لامپ تولید می‌شوند و به کمک خلأ درون لامپ و تحت تأثیر اختلاف پتانسیل که از یک ژنراتور تولید می‌شود، به کانون لامپ برخورد می‌کنند.

دستگاه‌های مورد استفاده در رادیولوژی

دستگاه‌هایی که با اشعه ایکس کار می‌کنند.

X-Ray: این دستگاه معمولاً در تشخیص بیماری‌های استخوان و ریه استفاده می‌شود.

ماموگرافی: این دستگاه اغلب در تشخیص بیماری‌های سینه استفاده می‌شود. همچنین بعد از ۴۰ سالگی به عنوان یک ابزار غربالگری از آن استفاده می‌شود.

تراکم سنجی استخوان: این دستگاه اغلب در تشخیص پوکی استخوان استفاده می‌شود. دستگاه، میزان تراکم استخوان در بیمار را اندازه‌گیری می‌کند.

توموگرافی کامپیوتری CT: برای تشخیص بیماری‌های کل بدن استفاده می‌شود.

آنژیوگرافی: برای تشخیص بیماری‌های عروقی استفاده می‌شود. درمان بیماری‌های عروقی نیز با دستگاه آنژیوگرافی انجام می‌شود. از تجهیزات مختلفی برای ورود به ورید استفاده می‌شود. سپس با داخل شدن داروها به داخل ورید، رگ قابل‌مشاهده است.

دستگاه‌هایی که با امواج صوتی کار می‌کنند:

سونوگرافی: متداول‌ترین وسیله پزشکی در درمان بیماری اندام‌های شکم است. همچنین این دستگاه در نظارت بر بارداری استفاده می‌شود و ضرری برای بیمار ندارد.

سونوگرافی داپلر رنگی: در تشخیص بیماری‌های عروقی استفاده می‌شود. همچنین به وسیله آن، خونرسانی بسیاری از اندام‌ها نیز ارزیابی می‌شود. از این سونوگرافی در بارداری نیز استفاده می‌شود.

دستگاه‌هایی که با امواج فرکانس رادیویی کار می‌کنند:

MRI: این دستگاه، برای تشخیص بیماری‌های تمام ساختارهای بدن، به ویژه ساختارهای رباط‌های مغزی و عضلانی استفاده می‌شود. همچنین در بررسی اندام‌های شکم به طور گسترده‌ای مورد استفاده قرار می‌گیرد.

عملکرد دستگاه رادیولوژی

پرتو ایکس ری اولیه

منبع اشعه ایکس لوله اشعه ایکس است. اشعه ایکس در یک منطقه بسیار کوچک در داخل لوله تشکیل می‌شود. از این مرحله، اشعه ایکس به فضا منحرف می‌شود. لوله اشعه ایکس توسط یک محفظه لوله سرب‌دار احاطه شده است. قسمتی از اشعه ایکس پراکنده توسط محفظه لوله جذب می‌شود. اشعه ایکس ایجاد شده، از طریق شکافی به نام درگاه لوله از محفظه خارج می‌شود. تابشی که از لوله خارج می‌شود، تابش اولیه نامیده می‌شود.

به ناحیه مربعی اشعه ایکس که به بیمار و میز اشعه ایکس برخورد می‌کند، میدان تابش گفته می‌شود. یک خط خیالی در مرکز پرتوی اشعه ایکس و عمود بر محور طولانی لوله اشعه ایکس، اشعه مرکزی نامیده می‌شود. اشعه مرکزی در موقعیت‌یابی بیمار مهم است؛ زیرا از این نقطه برای تراز کردن لوله اشعه ایکس با قسمت موردنظر از بدن بیمار، استفاده می‌شود.

عبور اشعه از بدن بیمار

طی قرار گرفتن در معرض رادیوگرافی، اشعه ایکس از لوله از طریق بیمار به گیرنده تصویر (IR) هدایت می‌شود. با عبور اشعه ایکس از بدن بیمار، برخی از آنها توسط بیمار جذب می‌شوند و برخی دیگر جذب نمی‌شوند. ساختارهای آناتومیک که دارای تراکم (جرم) بافتی بیشتری هستند، مانند استخوان، تابش بیشتری نسبت به بافت کم چگال، مانند عضله جذب می‌کنند.

این مرحله منجر به تابش الگویی با شدت متفاوت در پرتو اشعه ایکس از طرف بدن بیمار می‌شود. به این تابش، تابش باقی‌مانده یا تابش خروجی می‌گویند. این تابش در نهایت به IR منتقل می‌شود. اکنون IR شامل یک «تصویر دیده نشده» به نام تصویر نهفته است. این تصویر تا زمان پردازش در فسفرهای IR ذخیره می‌شود. در مرحله پردازش، تصویر پنهان به یک تصویر قابل مشاهده تبدیل خواهد شد.

سیستم گیرنده تصویر

سیستم IR شامل یک کاست است که حاوی صفحه تصویربرداری فسفر است. امروزه در بخش رادیولوژی، IR بخشی از سیستم تصویربرداری دیجیتال است. این کاست حاوی صفحه‌ای با فسفرهای خاص است که تصویر اشعه ایکس را تا زمان پردازش ذخیره می‌کند. کاست از فسفرهای صفحه در برابر آسیب و آلودگی محافظت می‌کند. صفحات IR در اندازه‌های استاندارد ارائه می‌شوند.

نحوه انجام رادیولوژی

بعد از اینکه تکنیسین رادیولوژی بیمار را در وضعیت مناسب قرار داد و اندامی که قرار است تصویربرداری کند را عکسبرداری کرد، او را در وضعیت مناسبی قرار می‌دهد. بعد از آن یک صفحه فلزی که مخصوص فیلم رادیولوژی می‌باشد را زیر اندام یا کنار آن قرار می‌دهد که به آن صفحه کاست Cassette می‌گویند. در مرحله بعد منبع اشعه ایکس که بر روی دسته فلزی خاصی قرار گرفته را در نزدیکی اندام قرار می‌دهد به طوری که قسمتی از اندام که نیاز به تصویربرداری دارد بین منبع اشعه ایکس و کاست قرار گیرد. از بیمار خواسته می‌شود تا در همین وضعیت بی‌حرکت باقی بماند.

تکنسین رادیولوژی اتاق را ترک کرده و در اتاق مجاور کلید تولید اشعه ایکس را می‌فشارد. تابش اشعه ایکس به اندام مورد نظر در کسری از ثانیه صورت می‌گیرد. در بسیاری اوقات عکس‌برداری از اندام در دو یا چند جهت انجام می‌شود به این معنی که چند عکس از اندام از زاویه‌های مختلف گرفته می‌شود. در این موارد تکنسین رادیولوژی مجدداً اندام را در وضعیت دیگری قرار داده و مراحل قبل را تکرار می‌کند. از بیمار خواسته می‌شود تا در اتاق دیگری منتظر بماند. در این فاصله زمانی فیلم راديولوژي به اصطلاح ظاهر می‌شود یعنی فرآیندهای شیمیایی بر روی آن صورت می‌گیرد تا تصویر ایجاد شده بر روی آن قابل دیدن شود. در صورتی که کیفیت تصویر تهیه شده در حد مطلوب بود به بیمار اجازه داده می‌شود تا بخش رادیولوژی را ترک کند.

مزایای رادیولوژی

با استفاده از انواع روش‌های تصویربرداری و رادیولوژی می‌توان بسیاری از بیماری‌ها را در سریع‌ترین زمان و با دقیق‌ترین روش‌ها تشخیص داد. از جمله بیماری‌ها و مشکلاتی که با تصویربرداری از بدن قابل تشخیص است می‌توان به بیماری‌های قلبی و عروقی، انواع سرطان‌ها، بیماری‌های ریوی، شکستگي استخوان و… اشاره کرد.

تشخیص بسیاری از بیماری‌ها بدون استفاده از رادیولوژی امکان‌پذیر نیست و در بعضی از مواقع عدم استفاده از آن، تشخیص را برای پزشک بسیار دشوار می‌کند. یکی دیگر از مزایای استفاده از رادیولوژی، تشخیص و نحوه عملکرد بدن پس از درمان و یا عمل جراحی و بررسی میزان موفقیت آن است. استفاده از رادیولوژی به پزشک این امکان را می‌دهد تا انواع مشکلات داخلی را تشخیص داده و در صورت نیاز به جراحی، این کار را انجام دهد. همچنین استفاده از تصویربرداری برای بیماران اورژانسی از اهمیت خاصی برخوردار است.

عوارض جانبی رادیولوژی

در مورد عوارض رادیولوژی می‌توان گفت که به دلیل استفاده از درصد پایینی از اشعه ایکس، دارای کمترین میزان خطر است و مزایای آن نسبت به عوارض خود به مراتب بیشتر است و به همین دلیل تنها برای خانم‌های باردار منع استفاده دارد.

سیلندر گازهای طبی

در بيمارستان‌ها از گازهاي مختلفي از جمله اکسيژن، N2O، ازت و … استفاده مي‌شود و از آنجا که اين گازها جهت درمان مستقيم بيماران يا انجام اقدامات لازم براي کمک به درمان آن‌ها مورد استفاده قرار مي‌گيرند، گازهاي طبي نامگذاري شده‌اند. مهم ترين و شايد عام ترين وسيله براي استفاده و نگهداشت اين گازها، کپسول يا سيلندر گاز است.

سيلندرها از نظر نوع ساختار

۱- سيلندرهاي بدون درز (يکپارچه)

اين سيلندرها از يک ورق يک تکه، بدون هيچ جوش و برشي در بدنه تهيه شده‌اند. اين سيلندرها به علت سيستم يکپارچه، قابليت تحمل فشار کاري تا ۲۰۰ بار و فشار تست تا ۳۰۰ بار را دارا هستند و براي گازهايي که در حالت عادي، گاز هستند و فشار بالايي دارند استفاده مي‌شوند. اين سيلندرها در حجم‌هاي ۲، ۵، ۱۰، ۲۰، ۴۰، ۵۰ ليتري موجود هستند که حجم ۵۰ ليتري داراي فشار کاري ۲۰۰ بار و فشار تست ۳۰۰ بار و بقيه سيلندرها داراي فشار کاري ۱۵۰ و فشار تست ۲۵۰ بار هستند.

۲- سيلندرهاي درزدار (دوپارچه)

اين سيلندرها از دو قطعه يا حتي تعداد بيشتري ورق تهيه شده‌اند و در بدنه داراي جوش و برش هستند به همين علت براي گازهايي که فشار بالايي ندارند و مايع شونده هستند، مناسبند.

سيلندرها از لحاظ جنس بدنه

۱- سيلندرهاي کربن استيل: اين جنس از سيلندر براي گازهاي بي اثر و واکنش ناپذير مثل هليوم و آرگون کاربرد دارد.

۲- سيلندرهاي آلومينيوم: سيلندرهاي داراي جنس سبک هستند که همين امر باعث شده که در سيلندرهاي پرتابل از اين جنس استفاده شود.

۳- سيلندرهاي استينلس استيل: اين جنس از سيلندرها مخصوص گازهايي است که خاصيت خورندگي و واکنش پذيري بالايي دارند.

اجزا تشکيل دهنده سيلندرها

۱- بدنه (شامل تنه و گلويي سيلندر): روي گلويي سيلندر اطلاعاتي شامل: شماره سيلندر/ سال ساخت سيلندر /فشار کاري /فشار تست /تاريخ تست هيدرواستاتيک بر اساس سال ميلادي ثبت مي‌شود.

۲- کلاهک سيلندر: نقش مهمي در حفاظت از سيلندر دارد که در هنگام جابجايي سيلندر، داشتن آن اجباري است.

۳- شير سيلندر: براساس نوع گاز، داراي دو نوع راست گرد و چپ گرد است.

شير سيلندر بايد در تمامي شرايط (سيلندر پر يا خالي) بسته باشد.

هنگام بازکردن شير سيلندر، مسير خروجي گاز نبايد به سمت کارکنان باشد.

در شيرهايي که داراي فلکه دستي هستند نبايد براي باز کردن شير از آچار استفاده شود.

هرگز شير سيلندر را روغن کاري نکنيد.

جهت استفاده از سيلندرها براي بيمار بايد از يک مانومتر يا يک رگولاتور استفاده شود. در ادامه توضيحاتي در مورد مانومتر و رگولاتور  داده خواهد شد.

نشانه‌گذاري سيلندرها

بر اساس شماره استاندارد ملي ۳۰۴، بايد اطلاعاتي نظير نام گاز پر شده، فرمول شيميايي و نام موسسه به رنگ سفيد و بر روي بدنه به غير از قسمت استوانه‌ايي نوشته شود.

نکته

از رنگ کردن و نشانه گذاري سيلندر در مراکز درماني اکيداً خودداري کنيد.

از پوشاندن سيلندر با کاورهاي پارچه‌اي جدا خودداري کنيد.

رنگ کپسول‌ها

رنگ سيلندر بر اساس استاندارد ملي ۳۰۴ تعيين مي‌شود. سيلندر حاوي يک نوع گاز، داراي يک رنگ خاص است. در صورتي که آن سيلندر حاوي چند گاز باشد، رنگ سيلندر بايد متشکل از رنگ‌هاي تشکيل دهنده سيلندر باشد

تست سيلندرها

مطابق استاندارد ملي ۶۷۹۲ سيلندرهاي گازهاي طبي هر ۵ سال بايد توسط شرکت‌هاي مورد تأييد سازمان ملي استاندارد تست شوند و نشان آزمايشگاه و تاريخ آزمون به ماه و سال بر روي سيلندر حک شود.

آزمون سيلندرها شامل

۱- آزمون هيدرواستاتيکي: اين آزمون براي سنجش استحکام سيلندر است. با انجام اين آزمون، انواع نشتي‌هاي جدي قابل تشخيص هستند.

۲- آزمون چشمي: با انجام اين آزمون، عيوب زير قابل شناسايي هستند:

  انواع خوردگي‌ها

  انواع آسيب رزوه‌ايي

  انواع نشتي

  عيوب سطحي

۳- آزمون وزن: در بررسي وزن، ميزان کاهش وزن ناشي از پوسيدگي در اثر زنگ زدن است.

عيوب قابل شناسايي در تست سيلندرها

عيوبي که در فرآيند ساخت به وجود مي‌آيند.

عيوبي که در چرخه بهره برداري و شارژ مجدد توسط استفاده کنندگان به وجود مي‌آيند.

عيوبي که در هر يک از شرايط بالا ايجاد مي‌‌شوند شامل:

ترک خوردگي‌ها/ خراش‌ها/ فرورفتگي‌ها

کاهش ضخامت سيلندر (خوردگي‌هاي سطوح داخلي يا خارجي)

آسيب رزوه‌ها

نشتي‌ها

روش اندازه گيري خلوص اکسيژن

روش شيميايي: بايد طبق استاندارد ملي ۶۰۳ سال ۱۳۷۴ صورت گيرد.

روش دستگاهي: در اين روش که قابليت اجرا در مراکز درماني را دارد با استفاده از يک دستگاه آناليز کننده انجام مي‌شود. اين دستگاه بايد خودش قابليت کاليبره کردن داشته باشد.

نکته: يک روش شناسايي گاز اکسيژن، استفاده از دستگاه خلوص سنج است.

نگهداري کپسول‌ها/سيلندرها

۱- سيلندرهاي پر و خالي گاز اکسيژن و ديگر گازهاي طبي، بايد در مکان‌هاي مجزا از هم (به عنوان مثال پارتيشن بندي شده) انبار شوند.

۲- محيط انبار بايد خشک، داراي تهويه مناسب و ساختار مقاوم به حريق باشد.

۳- دماي محوطه انبار نبايد به بيش از ۶۵ درجه سانتيگراد برسد.

۴- سيلندرهاي گاز اکسيژن نبايد در مکان‌هاي نزديک به مواد قابل اشتعال نظير فرآورده‌هاي نفتي يا در معرض مواد شيميايي خورنده يا دودزا انبارش شوند.

۵- به هيچ وجه در مکان‌هايي که گازهاي طبي توليد، شارژ يا استفاده مي‌شوند نبايد سيگار کشيد براي اين منظور بايد تابلوي سيگار کشيدن ممنوع را در جايي که به خوبي قابل رويت است، نصب کرد.

حمل سيلندرها

حتماً بايد براي جابجايي سيلندرها از ترالي مخصوص استفاده کرد و هرگز نبايد آن‌ها را به صورت افقي غلتاند. 

مانومتر اکسيژن

مانومتر وسيله‌اي شامل فلومتر، گيج و فشارشکن است که براي تنظيم جريان گاز اکسيژن و مرطوب ساختن آن استفاده مي‌‌شود. زماني از فلومتر به تنهايي استفاده مي‌شود که فشار گاز توسط خط مرکزي بيمارستان تنظيم شده باشد (فشاري در حدود 5 تا 7 بار). فلومتر فقط فشار خروجي اکسيژن که به بيمار داده مي‌شود را برحسب L/Min تنظيم مي‌کند. حال اگر از سيلندر به عنوان منبع استفاده شود به علت بالا بودن فشار آن (فشاري در حدود 120 بار) بايد از مانومتر که شامل فشارشکن است، استفاده شود. گيج مانومتر نشان دهنده ميزان گاز درون کپسول است. در حالتي که کپسول اکسيژن تازه پر شده باشد، فشار آن حدود 120-135 بار است و در صورتي که از کپسول استفاده شود، اين مقدار کاهش مي‌بايد.

مانومتر و فلومتر هر دو داراي يک ليوان مرطوب کننده اکسيژن هستند تا اکسيژن را پيش از ورود به مجراي تنفسي بيمار مرطوب کنند. درون اين ليوان، تا خط نشان بايد آب مقطر ريخته شود.

فشار سيلندر پر و خالي

طبق معادله گازهاي ايده‌آل  بين فشار، دما و مقدار گاز رابطه مستقيمي وجود دارد. بنابراين اگر مقدار گاز کاهش يابد، فشار گاز نيز کم مي‌شود.

نکته: اگر فشار کپسول پر را ۱۳۵ بار در نظر بگيريم با هر بار مصرف گاز اکسيژن، فشار آن کمتر مي‌شود. زماني که فشار کپسول به حدود ۲۰ بار برسد، بايد براي تعويض کپسول اقدام کرد.

رگولاتور گاز

رگولاتور گاز وسيله‌اي است که فشار بالاي گاز ورودي را کاهش داده و با فشاري کمتر که مورد نياز مصرف کننده است تحويل مي‌دهد. رگولاتورها براساس گيج به دو نوع تک گيج و دو گيج تقسيم بندي مي‌شوند.

رگولاتور تک گيج

اين رگولاتور فقط فشار گاز خروجي را نشان مي‌دهد و هيچ اطلاعاتي در مورد مقدار گاز باقي مانده به کاربر نمي‌دهد.

رگولاتور دو گيج

اين رگولاتور قابليت نمايش فشار گاز ورودي و خروجي را به صورت همزمان دارد.

 

از پیج جدید ما دیدن فرمائید:

instagram.com/eschmann_iran

 

اتوکلاو (Autoclave)

 ۱- اتوکلاو گراويتي (سطلي)

 مخزن آب و توليد بخار در پايين دستگاه قرار دارد و بالاتر از سطح دستگاه سه پايه وجود دارد که محفظه چمبر را روي آن قرار مي‌دهيم محفظه چمبر مانند يک سبد است که در کف و اطراف بدنه آن سوراخ‌هايی وجود دارد تا بخار بتواند به راحتی به تمام وسايل داخل آن نفوذ کند. در اين دستگاه لوازم و وسايل به صورت فله‌اي داخل محفظه قرار مي‌گيرند و بخار توليدي وقتي به دماي ۱۲۱ درجه با فشار۲/۵ بار برسد يا ۱۳۴ درجه حدود ۲ بار برسد، شروع مرحله استريل محاسبه مي‌شود و در برنامه اول از زماني که دما و بخار به ۲/۵ و ۱۲۱ درجه رسد ۱۸ دقيقه طول مي‌کشد تا وسايل استريل شوند. پس از مرحله استريل دستگاه آلارم مي‌دهد تا کاربر بخار توليد شده داخل آن را به وسيله شير دستي خارج کند. زماني که بخار کاملاً خارج شد کاربر مي‌تواند درب دستگاه را باز کند تا لوازم و وسايل با گرمايي که به بدنه اتوکلاو منتقل شده وسايل داخل چمبر را خشک کند ولي اگر برنامه دستگاه را ۱۳۴ درجه انتخاب کنيم فشار برابر ۲ بار مي‌شود و مدت زمان استريل ۱۵ دقيقه خواهد بود.

۲- قسمت‌هاي تشکيل دهنده اتوکلاو گراويتي (سطلي)

قسمت‌هاي مختلف اتوکلاو گراويتی عبارتند از:

۱- بدنه ظاهری دستگاه

۲- مخزن اصلي دستگاه

در آن آب، المنت و محفظه چمبر قرار مي‌گيرد.

۳- شير تخليه بخار

دستي است و در بعضي از گراويتی‌های روميزی از شير برقی استفاده شده است؛ يعنی دستگاهی است که بين گراويتی و پری وکيوم مشترک طراحي شده است.

۴- سنسورها و اجزاي الکتريکی دستگاه

اتاقک کوچکی کنار دستگاه قرار دارد که در آن ترموکوپل يا ترموستات يا کليد ON و OFF دستگاه قرار دارد.

۵- درب اتوکلاو

اين درب بايد توسط يک واشر آب بندی شود تا زمانی که فشار به حدود ۲ تا ۲/۵ بار رسيد نگذارد بخار نشتی داشته باشد.

۶- گيج فشار و سوپاپ اطمينان

روي درب اتوکلاو يک عدد گيج فشار و يک عدد سوپاپ اطمينان قرار دارد.

۳- اشکلات اتوکلاو گراويتي (سطلي)

خرابي‌هاي اتوکلاو گراويتي عبارتند از:

۱- المنت، ترموستات يا ترموکوپل:

در صورت خرابي، هر سه قطعه بايد تعويض شوند البته اگر مکانيکی باشند ولی اگر الکترونيکی باشند مي‌توان با تعويض قطعه‌ای روي برد، ايراد آن را بر طرف کرد.

۲- خرابی شير تخليه بخار:

مربوط به واشر آن است که در صورت خرابی فقط واشر آن تعويض مي‌شود.

چون دما و بخار آن بالا هستند بهتر است از واشرهايی از جنس وايتون استفاده شود.

۳- فرسوده يا پاره شدن واشر درب اتوکلاو:

در صورت فرسوده شدن تعويض می‌شود.

۴- خرابي گيج نمايش بخار:

در صورت خرابی گيج تعويض مي‌شود.

۵- خرابي سوپاپ يک طرفه:

معمولاً در اثر گذشت زمان، فنر آن خاصيت خودش را از دست مي‌دهد و واشر آن نيز بر اثر گذشت زمان فرسوده می‌شود.

در صورت خرابی واشر و فنر تنها کافی است آن‌ها را تعويض کرد.

اگر واشر و فنر پيدا نشد يک سوپاپ که همان شرايط سوپاپ قبلی را داشته باشد تعويض می‌شود.

۴- معايب و محاسن اتوکلاو گراويتی

معايب:

اولين ايراد اين اتوکلاو اين است که زماني که وسايل استريل مي‌شوند بلافاصله بعد از استريل نمي‌توان از آن‌ها استفاده کرد و بايد صبر کرد تا لوازم و وسايل خشک شوند.

دومين ايراد اين است که وسايل فلزي اگر بعد از استريل استفاده نشده باشند بعد از مدت کوتاهي دچار زنگ زدگی می‌شوند که بايد آن‌ها را تعويض کرد.

محاسن:

کم هزينه بودن و عمر طولانی از مهمترين محاسن اين دستگاه است.

۵- اتوکلاو پري وکيوم

اين اتوکلاوها طوري طراحي شده‌اند که مخزن توليد بخار از محفظه چمبر جدا باشد و توسط يک شير برقي مسير آن به مخزن بخار متصل شده و يک مسير ديگر توسط دو يا چند شير برقي، بخار داخل چمبر را به مخزن آب يا فاضلاب وصل کند و مسير سوم آن به پمپ مکش هوا يا بخار داخل اتوکلاو به بيرون است. زماني که سيکل کاري اتوکلاو شروع مي‌شود تا زماني به طول مي انجامد که بخار کافي توليد شود و پمپ وکيوم روشن شده و هواي داخل محفظه چنبر را تا 800mmHg- تخليه مي‌کند. پس از اتمام اين مرحله، شير برقي مسير مخزن توليد بخار به محفظه چمبر روشن شده (باز شده) و تا 800mmHg بخار به داخل محفظه چمبر مي‌فرستد. زماني که اين سيکل تمام شد دوباره پمپ خلأ روشن شده و بخار موجود در آن را تا 800mmHg- تخليه مي‌کند و سپس شير مسير بخار باز مي‌شود تا بخار وارد محفظه چمبر شود اين سيکل در بعضي از طراحي‌ها 3 بار و در برخي 4 بار تکرار مي‌‌شود. پس از مرحله سوم يا چهارم و پس از تخليه کامل بخار و منفي شدن فشار داخل محفظه چمبر، شير شکست خلأ باز مي‌شود و هواي گرم وارد محفظه چمبر شده تا فشار داخل محفظه چمبر و بيرون مساوي شونددر اين مرحله اتوکلاو اجازه مي‌دهد تا ميکروسوئيچ درب اتوکلاو تغذيه شده و آن را باز کند. وقتي درب اتوکلاو باز شد مي‌توان بلافاصله از وسايل داخل آن استفاده کرد. در تصوير 2 قسمت‌هاي تشکيل دهنده يک اتوکلاو پري وکيوم نمايش داده شده است.

۶- معايب و محاسن اتوکلاو پري وکيوم

معايب:

از معايب اين نوع اتوکلاو قيمت بالا و پر هزينه بودن آن است.

محاسن:

به محض اتمام سيکل کاری دستگاه از وسايل و لوازم داخل اتوکلاو می‌توان استفاده کرد.

۷- اشکالات اتوکلاو پري وکيوم

خرابي‌های اتوکلاو پري وکيوم عبارتند از:

۱- عدم تغذيه الکتريکي:

به وسيله اهم متر محل قطعی يا سوختن قطعه روی برد را پيدا کرده و آن را تعويض می‌کنيم.

۲- جرم گرفتن و سوختن المنت:

المنت دور بدنه اتوکلاو باعث مي‌شود بدنه اتوکلاو و وسايل آن به طور طبيعي گرم شوند. در اين فرآيند بخاری که ايجاد مي‌شود درون محفظه چمبر سرد و به مايع تبديل مي‌‌شود. اين المنت معمولاً در بين بدنه اصلي اتوکلاو و قاب ظاهری اتوکلاو قرار دارد. رفع عيب المنت مانند المنت دستگاه اتوکلاو گراويتی است.

خرابی‌های المنت عبارتند از:

۱- المنت ممکن است بسوزد که بايد تعويض شود.

۲- جرم گرفتن المنت در نتيجه استفاده از آب‌هاي معمولي

توضيحات: براي حل اين مشکل بايد آب و جوش شيرين را داخل المنت دستگاه ريخت سپس المنت را روشن کرد. اين کار باعث مي‌شود که آب به نقطه جوش برسد و جرم‌ها از المنت جدا شوند، پس از رسوب گيري آن بايد المنت را از نظر ظاهری کاملاً بازديد کرد که روی آن زنگ زدگي وجود نداشته باشد. اگر روی المنت زنگ زدگی وجود داشت بايد اين زنگ زدگی را به وسيله سمباده از بين برد و اطمينان حاصل کرد که حفاظ فلزی المنت سوراخ نشده است.

۳- خراب شدن ترموکوپل يا ترموستات:

در صورت خرابي، هر دو قطعه اگر مکانيکی باشند بايد تعويض شوند. البته اگر الکترونيکی باشند مي‌توانيم با تعويض قطعه‌ای روي برد ايراد آن را بر طرف کرد.

۴- خراب شدن هر کدام از شيربرقی‌ها:

خرابي‌هاي شير برقي‌ها عبارتند از:

 ۱- اگر سوخته باشند آن‌ها را تعويض کرد.

 ۲- اگر منبع تغذيه آن‌ها قطع شده است منبع تغذيه را وصل کرد.

۳- اگر فيلتر آن‌ها جرم گرفته است فيلتر آن‌ها را جرم زدايي کرد.

 نکته: اگر فيلتر شيربرقي پلاستيکي است براي جرم زدايي آن از جوهر نمک استفاده مي‌کنيم. در صورتي که فيلتر شير برقي فلزي بود فيلتر بايد در يک ظرف آب با کمي جوش شيرين روي شعله به مدت ۱ تا ۲ ساعت جوشانده شود، منتهي در يک ساعت دوم هر ۱۰ دقيقه يکبار فيلتر را بيرون مي‌آوريم و به وسيله آب پر فشار آن را تست مي‌کنيم که مسيرهاي فيلتر باز شده‌اند يا خير. اين کار را تا زمان باز شدن محفظه‌هاي فيلتر ادامه مي‌دهيم و زماني که محفظه‌ها باز شدند آن را به کمک آب گرم پر فشار آنقدر شستشو مي‌دهيم تا اثر جوش شيرين از بين برود.

۵- خرابي پمپ وکيوم:

خرابي‌هاي پمپ وکيوم عبارتند از:

۱- سوختن پمپ که بايد آن را تعويض کرد. عدم تغذيه پمپ که بايد با استفاده از اهم متر عيب آن را بر طرف کرد.

۲- کثيف شدن فيلترها که بايد جرم زدايي يا تعويض شوند.

 ۳- نشتي بين مخزن چمبر تا پمپ مخزن بخار که مانع مي‌شود هواي داخل چمبر به طور کامل تخليه شود. در اين حالت بايد محل نشتي را پيدا کرد و آن را بر طرف کرد.

 ۴- خراب شدن شير برقي‌ها که در صورت خراب شدن، سوختن يا نشتي، شير برقي کاملاً تعويض مي‌شود و در صورت قطع تغذيه الکتريکي بايد به وسيله اهم متر ايراد را برطرف کرد.

۵- خراب شدن گيج فشار که در اين صورت بايد تعويض شود.

۶- خراب شدن سوپاپ اطمينان که مي‌توان فنر و واشر پلاستيکي داخل آن يا کل قطعه را تعويض کرد.

۷- خراب شدن واشر دور درب اتوکلاو و دور درب مخزن بخار اتوکلاو که بايد نمونه‌هايي از جنس وايتون تعويض شوند.

۸- خرابي يا قطعي ميکروسوئيچ‌ها که در صورت قطعي، مسير قطعی را پيدا و وصل مي‌کنيم و در صورت خراب شدن به دليل متفاوت بودن ميکروسوئيچ ها از نظر ظاهر بايد با نمونه‌هايي مشابه با همان ميکروسوئيچ تعويض شوند.

۶- باز نشدن درب اتوکلاو پري وکيوم:

در اتوکلاوهاي پري وکيوم پس از اتمام سيکل کاري درب اتوکلاو با فرماني که از برد دريافت مي‌کند خود به خود باز مي‌شود. اگر درب اتوکلاوي پس از سيکل کاري باز نشد به دو نکته توجه داشته باشيد:

 ۱- فشار داخل با بيرون مساوي باشد.

 ۲- قطع تغذيه ميکروسوئيچ مخصوص درب

توضيحات: اگر فشار داخل اتوکلاو باعث باز نشدن درب شود بايد مسير شکست شيربرقي که در مسير خلاء قرار گرفته است بررسي شود تا فشار داخل اتوکلاو مساوي بيرون شود. اين نقص در صورتي رخ مي‌دهد که شير برقي در وسط برنامه قطع شود يا بسوزد. در اين صورت مسير ورود هوا به داخل اتوکلاو بسته مي‌شود که مي‌توان به وسيله آزمون با اهم متر مي‌توان تشخيص داد که شير برقي سوخته يا تغذيه آن قطع شده است. اگر تغذيه آن قطع شده باشد بايد ابتدا تغذيه آن را برقرار کرد. اما اگر شير برقي سوخته باشد شيربرقي را باز کرده تا مسير شکست خلاء باز شود و فشار داخل و بيرون دستگاه مساوي شود و درب اتوکلاو باز شود. نکته مهم اين است که براي بازکردن درب به هيچ وجه به آن فشار وارد نکرد.

۷. سنسور فشار:

در صورت خراب شدن مکانيکي آن بايد سنسور تعويض شود. در صورتي که سنسور سالم باشد ولي پيامي به برد داده نشود، علائم قطعي تغذيه سنسور است که بايد به وسيله اهم متر عيب آن را بر طرف کرد.

۸. سنسور دما:

دو ايراد آن به شرح زير است:

۱- يکي سوختن آن که بايد تعويض شود.

۲- دومي قطع تغذيه الکتريکي که به وسيله اهم متر بايد عيب آن را پيدا کرد.

۸- اشکالات رايج در انواع اتوکلاو ها

۱. فشار يا دما بالا نمي‌رود:

دلايل آن مي‌تواند به شرح زير باشد:

۱- شيربرقي مربوطه خراب است و سيستم را نمي‌بندد.

۲- وجود نشتي در شلنگ‌ها يا اتصالات که بايد عامل نشتي برطرف شود.

۳- لاستيک دور درب پاره يا کثيف شده است.

۴- ترانسديوسر فشار خراب است و بايد تعويض شود.

۵- آب کافي به داخل سيستم تزريق نشده است.

۶- المنت خراب است و باعث افزايش دما و در نتيجه افزايش فشار گاز داخل چمبر نمي‌شود.

۲- فشار متناسب با دما بالا نمي‌رود:

بايد کاليبره شود.

۳- فشار دستگاه منفي‌تر نمي‌شود:

مشکل از پمپ وکيوم يا شير برقي آن است.

۴- پمپ وکيوم صدا مي‌دهد:

ديافراگم آن پاره شده است.

۵- نشان دهنده ماکزيمم و مينيمم سطح آب، مخزن آب اصلي کار نمي‌کند:

دلايل آن مي‌تواند به شرح زير باشد:

۱- دور الکترودها جرم گرفته که بايد تميز شود.

۲- در صورت بيش از حد بودن آب مخزن، ممکن است عمل  

استريل صورت نگيرد و دستگاه آلارم دهد.

۳- درصورت خالي بودن آب مخزن دستگاه آلارم مي‌دهد و شروع به کار نمي‌کند پس بايد آب کافي در مخزن وجود داشته باشد.

۴- در منبع آب مي‌ريزيم ولي مينيمم آن روشن است:

ايراد از سنسور مينيمم آن است.

۵- ابزار در انتهاي کار خيس است:

دلايل آن مي‌تواند به شرح زير باشد:

۱- پمپ وکيوم ايراد دارد.

۲- کاربر بايد ابزار را به اندازه داخل دستگاه قرار دهد.

۶- در انتهاي کار روي ابزار لکه وجود دارد:

در اتوکلاو از آب مقطر استفاده نشده است.

۷- در زير دستگاه روي ميز آب جمع شده است:

دلايل آن مي‌تواند به شرح زير باشد:

۱- لاستيک دور درب ايراد دارد.

۲- يکي از شلنگ‌ها پاره شده و نشتي دارد.

۸- پمپ آب يا پمپ وکيوم به سختي شروع به حرکت مي‌کند:

خازن استارت آن خراب شده است و بايد تعويض شود.

۹- در نوع الکترومغناطيسي درب دستگاه قفل نمي‌شود:

ميکر سوئيچ آن خراب است.

۱۰- مدت زمان استريل کردن کمي طولاني شده است:

دلايل آن مي‌تواند به شرح زير باشد:

۱- لاستيک دور درب ايراد دارد.

۲- دستگاه نشتي خيلي کمي دارد.

۱۱- دستگاه شروع به کار نمي‌کند

دلايل آن مي‌تواند به شرح زير باشد:

۱- باز بودن درب دستگاه

۲- آب نداشتن دستگاه

۳- بيش از حد پر بودن مخزن اصلي آب دستگاه

۴- پر بودن مخزن تخليه آب استفاده شده.

دستگاه آکوا فیشیال

مفاهیم پایه
Aqua: محلولی به شکل آبی
Facial: صورت
درمان غیر تهاجمی است که باعث جوانسازی و محافظت از پوست صورت می‌شود.

فیزیولوژی
اهمیت دادن به پوست و مراقبت از آن اولویت بسیاری از افراد برای دستیابی به زیبایی است به همین دلیل برخی زمان‌ها رسیدن به زیبایی و جذابیت مورد نظر نیازمند صرف هزینه زیادی است ولی به جز هزینه‌های بالا و صرف زمان، نیازمند استفاده از دستگاه متناسب با شرایط فرد است. دستگاه آکوا فیشیال یکی از جدیدترین دستگاه‌های جوانسازی و پاکسازی صورت حال حاضر دنیا است که از ویژگی منحصر به فردی که در آن آب خالص به یون‌های هیدروژن و اکسیژن تبدیل می‌شود بهره می‌برد. سطح پوست می‌تواند مولکول‌های هیدروژن را تولید کند که در این حالت سلول‌های مولکول آب به آسانی به غشا یا همان لایه میانی پوست نفوذ می‌کنند و نتیجه آن جوانسازی و سفید شدن پوست است.

چگونه کار می‌کند؟
مبنای کار دستگاه آکوا فیشیال استفاده از آب خالص برای درمان امراض پوستی است که در طی درمان، آب خالص به یون‌های تشکیل دهنده خود یعنی اکسیژن و هیدروژن شکسته شده و نفوذ اکسیژن به بافت‌های عمقی پوست سبب درمان مشکلات پوستی در طیف سطحی تا عمقی می‌شود. همچنین ورود آب به بخش‌های  میانی پوست به شادابی و جوانسازی پوست می‌انجامد. قابلیت این دستگاه برای شکستن ذرات آب و تولید اکسیژن آن را به بهترین روش احیاکنندگی ضد لیزری بخش‌های مرده و محرک کلاژن سازی تبدیل کرده است. این دستگاه قادر است اکسیژن را با غلظت تقریبی ۹۸% به بافت‌های زیرین اپیدرم وارد کند. همچنین این دستگاه آکوا فیشیال در غنی سازی سایر سرم ها و محصولات مایع پوست با اکسیژن برای تاثیرگذاری بیشتر عملکرد موثری دارد.

در چه مواردی به کار می‌رود؟
درمان آکوا فیشیال از پرطرفدارترین روش‌های جوانسازی و ترمیم پوستی در جهان به شمار می‌رود. این روش از مدرن‌ترین و تأثیر گذارترین روش‌های درمان  امراض پوستی است و از آنجا که در هر بازه زمانی بر طبق استانداردهای روز دنیا بروزرسانی می‌شود، یکی از بروزترین روش‌های درمانی در حوزه زیبایی به شمار می‌رود. این درمان برای تمام مردان و زنانی که به نوعی از انجام روش‌های جراحی هراس دارند و به دنبال روشی ساده و کم تهاجمی هستند توصیه می‌شود.
به طور کل این روش در افرادی با سنین مختلف و نوع پوست متفاوت قابل استفاده است و طبق تأییدیه سازمان غذا و داروی آمریکا، در صورتی که درمان توسط تکنسین‌های مجرب که دوره‌های آموزش کار با دستگاه آکوا فیشیال را گذرانده‌اند صورت گیرد، عوارض جانبی خاصی برای فرد تحت درمان به همراه نخواهد داشت. از موارد ممنوعیت‌های درمان آکوا فیشیال و سایر درمان‌هایی که به نحوی با امواج و تابش‌های نوری ارتباط دارند می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

افرادی که از بیماری‌های شدید قلبی رنج می‌برند و دارای ضربان سازهای مصنوعی یا استنت هستند.

افرادی که هر نوع ایمپلنت‌ فلزی در لثه یا سایر نقاط بدن دارند. این فلزات می‌توانند حساسیت به نور را دو چندان کرده و به سوختگی پوست منجر شوند.

افرادی که در ۱۲ ماه گذشته در پی درمان آکنه شدید  از ایزوترتینوئین استفاده کرده‌اند.

افرادی که در ۵ روز گذشته تحت درمان رتینول یا سایر روش‌های حساس کننده پوست نسبت به نور قرار گرفته‌اند.

بانوان باردار و شیرده باید پیش از درمان با آکوا فیشیال با پزشک خود مشورت کنند چرا که کاربرد برخی از اسیدها در طی فرآیند درمان می‌تواند غیرمجاز باشد.

افرادی که تبخال پوستی فعال یا بیماری‌های عفونی دارند باید تا بهبودی کامل از انجام این روش پرهیز کنند.

انواع دستگاه آکوا فیشیال
در سال‌های اخیر تلاش بر  تولید دستگاهی با امکانات فراوان باعث شد تا ابزارهای مولتی پاور یا چند کاره در بازار جهانی فراوان شوند. دستگاه آکوا فیشیال نیز از این جمله موارد است که امروزه در انواع ۶، ۸، ۹ و ۱۲ کاره در بازار موجود هستند. گجت های استفاده شده در تمام این دستگاه‌ها به تدریج پیشرفته‌تر شده‌اند تا امروز کاربرد دستگاه آکوا فیشیال به حداکثر خود برسد.
دسته‌های دستگاه آکوا فیشیال ۱۲ کاره
میکرودرم هیدرودرمی، دسته BIO، دسته درما اف (اسکین اسکرابر)، دسته RF، دسته آیس رولر، دسته اسپری اکسیژن، دسته نور درمانی (ماسک آل ای دی)، دسته مزوگان، دسته ماساژور ارتعاشی
دسته‌های هایفو تراپی
کاربرد دستگاه آکوا فیشیال
دستگاه آکوا فیشیال در موارد زیر کاربرد دارد:
لک‌های پوستی و هایپر پیگمانتاسیون، رفع سلولیت های ران و شکم و بازو، رفع چربی اضافی بدن به صورت موضعی، هیدراتاسیون و شادابی سلول‌های صورت، لیفتینگ و از بین بردن چین‌های ریز، تأخیر در پیری پوست‌هایی که به تازگی در چرخه افزایش سن قرار گرفته‌اند، رفع آکنه، خال و جوش‌های سر سیاه، کاهش تیرگی دور چشم، اکسیژن تراپی پوست و افزایش کیفیت اثر مواد درمانی بر پوست صورت، بستن منافذ پوستی و رفع پوست مرغی 

خون مصنوعی و کاربردهای آن

بر طبق آمار ، تنها در ایالات متحده ی آمریکا هر دو ثانیه ، یک نفر نیازمند خون است که معمولا این نیاز توسط بانک خون مرتفع می‌شود. بر همین اساس سازمان صلیب سرخ جهانی نیازمند هشتادهزار واحد خون به‌ صورت روزانه است و این در حالی است که دسترسی به بیش از سی و شش هزار واحد در روز میسر نیست. از طرف دیگر آمارها نشاندهنده ی این نکته هستند که تنها چهار درصد از افراد جامعه داوطلب اهدای خون هستند. همچنین نیاز به خون به‌طور سالیانه شش درصد افزایش دارد ؛ در حالی که اهدای خون نرخ رشد سه درصدی را نشان می‌دهد. از این رو کاملا واضح است که خون مصنوعی ضروری است. در این مقاله با خون مصنوعی ، دلایل نیاز به آن ، ویژگی های خون مصنوعی ، نقاط ضعف و قوت انواع خون مصنوعی و تفاوت و شباهت های انواع خون مصنوعی آشنا خواهیم شد.
چرا به خون مصنوعی نیاز است؟
همانطور که می‌دانیم ، خون طبیعی انسان به گروه های مختلف با بارهای مثبت و منفی تقسیم‌بندی می‌شود و هر فرد ، به هنگام گرفتن خون تنها باید از گروه خونی خود یا گروه های مشابه که سازگاری دارند ، خون دریافت کنند. زیرا در غیر این صـورت ، درصـد احتمال مرگ فرد گیرنده ی خون بسیار بالا می رود. از طرف دیگر تنها گروه خونی O منفی است که به عنوان دهنده عمومی به‌ حساب می آیند. اما متأسفانه تعداد افراد دارای این نوع گروه خونی بسیار اندک است. اگرچه دستگاه ها و روش‌های تشخیصی گروه خونی پیشرفت زیادی داشته اند ، اما به هنگام بروز سوانح و جراحات شدید به‌ویژه در تصادفات و میدان نبرد که ثانیه ها نیز حیاتی هستند. بسیار زمانبر هستند. لذا از نقطه نظر نوع گروه خونی ، داشتن یک جایگزین مناسب بدون داشتن نگرانی از نوع گروه خونی بسیار کارگشا خواهد بود. این مواد مصنوعی شامل گلبول های قرمز ، سفید و پلاکت و پلاسما نیستند ، اما تا زمانی که سلول‌های مغز استخوان زایایی خود را باز نیافته‌اند ، می‌تواند رهایش اکسیژن را بر عهده گیرند.
حضور این خون ، با ویژگی های منحصر بفرد جهت تزریق به تمام انسان‌ها و حتی حیوانات ، در میدان های نبرد ، آمبولانس های اورژانس و اتاق عمل ، بسیار مفید خواهد بود. علاوه بر مشکل مطرح بودن انواع گروه خونی ، مسأله ی کوتاه بودن مدت زمانی که می توان خون های اهدا شده را مورد استفاده قرار داد نیز مطرح می‌شود. چرا که این خون‌ها را حداکثر تا مدت چهل و دو روز می‌توان مورد استفاده قرار داد. علاوه بر این ، خون های بایگانی شده به دلیل از دست دادن نیتریک اسید ، احتمال تنگ شدن و انسداد عروق را در شخص پذیرنده افزایش می‌دهد. همچنین گلبول های قرمز انعطاف خود را در نتیجه ی ماندگی از دست می‌دهند. با توجه به شرایط نگهداری خون طبیعی ، باید به فکر جایگزینی بود که بدون نیاز به انجماد بتوان آن را ذخیره سازی کرد. از دیگر سو ، انتقال بیماری‌های مختلف مانند انواع هپاتیت های B و C و ایدز از طریق خون ، یکی دیگر از مشکلات نسبی استفاده از خون اهدا شده است. البته درصد انتقال این بیماری‌ها با توجه به عملیات پالایشی و انجام آزمایشات مختلف ، تا اندازه‌ی قابل ملاحظه‌ای کاهش می‌یابد ، اما به صفر نمی‌رسد. بنابراین نیاز به یک ماده‌ی جایگزین که از لحاظ بیولوژیکی توانایی انتقال آلودگی‌ها و عفونت‌ها را نداشته باشد ، احساس می‌شود.

قصه از کجا شروع شد؟
پس از معرفی سیستم گردش خون ، توسط ویلیام هاروی ، به سال 1616 تلاش‌های گسترده جهت یافتن جایگزین‌های مناسب خون صورت پذیرفت. به عنوان مثال ، از مواردی مانند آبجو ، شیر ، اوره و حتی خون حیوانی استفاده شد. اما هیچکدام موفقیت‌آمیز نبودند تا اینکه دکتر کارل لندشتینر ، در سال 1930 موفق به معرفی انواع گروه‌ها شد و قدم مؤثری در شناخت ماهیت خون برداشت. با بروز جنگ‌های جهانی اول و دوم ، به علاوه نیاز مبرم سربازان و مجروحان جنگی به خون و نهایتاً کمبود منابع خونی در بیمارستان‌ها ، تلاش ها جهت یافتن خون جایگزین قوت گرفت تا جایی که در سال 1947 بانک جهانی خون توسط صلیب سرخ آمریکا تأسیس شد.

خون مصنوعی چیست؟
هدف ابتدایی استفاده از خون مصنوعی ، توانایی انتقال اکسیژن و جبران کردن کاهش خون شدید ناشی از خونریزی‌های شدید است که در حقیقت به عنوان یک حجم دهنده مورد استفاده قرار بگیرند. پس بنابراین می‌توان یک تقسیم بندی برای خون مصنوعی به این صورت در نظر گرفت:
خون مصنوعی‌حجم دهنده یا Expander
- پایه‌ی کلوئیدی
- پایه‌ی شبکه‌ی بلوری
حمل کننده‌ی اکسیژن Oxygen Carrier
پایه‌ی هموگلوبین
پرفلوروکربن       
همانطور که اشاره شد ، دو نقش مهم برای خون مصنوعی در نظر گرفته شده است که درصورت رسیدن به این دو خاصیت ، هدف نهایی خون مصنوعی تجلی خواهد یافت: حمل کننده‌ی اکسیژن و حجم دهنده‌ی پلاسما. خون مصنوعی جهت تقلید یا تکمیل عملکردهای خون طبیعی به بدن شخص پذیرنده تزریق می‌شود. از این حیث باید دارای خصوصیات زیر باشد:
- سمیت نداشته باشد و علائم آلرژیک تولید نکند.
- هیچگونه واکنشی باخون فرد پذیرنده نداشته باشد.
- دارای حداقل عوارض و اثرات جانبی باشد.
- قابلیت مانایی در گستره‌ی وسیع‌تری از دما را داشته باشد.
- از پایداری بالایی برخوردار باشد.
- قیمت مناسب داشته و استفاده از آن ایمن باشد.
ناگفته پیداست که شاید مهم‌ترین وظیفه ی اصلی خون طبیعی ، رساندن اکسیژن و مواد غذایی به بافت‌ها و گرفتن دی اکسید کربن از بافت‌ها است که این فرآیند تبادل گازها در خون مصنوعی هم انجام پذیر است. این تفاوت به نوع گروه خونی و مدت نیمه عمر آن بستگی داشته و متابولیسم‌های متفاوتی دارد. از طرف دیگر تروما و خونریزی‌های شدید ناشی از قطع عضو که آسیب جدی به سیستم گردش خون وارد می‌کند و از حجم خون به شدت کاسته می شود ، به مرحله ای خواهیم رسید که دیگر حجم باقیمانده ی خون طبیعی ، پاسخگوی اکسیژن رسانی به بافت‌ها نخواهد بود و قلب نیز دچار نارسایی در پمپاژ خون می‌شود. اینجا وظیفه‌ی جبران کمبود حجم خون ، از طریق تزریق میزان لازم خون مصنوعی بر مشکلات غلبه می‌نماید و عملا ادامه‌ی حیات میسر خواهد بود.
انواع خون مصنوعی
با توجه به دانش و نحوه‌ی استفاده از خون مصنوعی و کارکرد آن ، دو نوع از این ماده تاکنون شناخته شده و اکثر تلاش دانشمندان بر سنتز این دو نوع خون مصنوعی متمرکز شده است. هر چند روش‌های دیگری برای تولید خون مصنوعی وجود دارد. قبل از تشریح دو نوع خون مصنوعی ، به توضیح مختصر چند روش جدید و منحصر به فرد در تهیه ی خون مصنوعی می‌پردازیم.
- تهیه‌ی خون مصنوعی از سلول‌های بنیادی که طی این روش اریتروسیت از سلول‌های بنیادی گرفته شده و پس از غنی سازی به خون تبدیل می‌شود.
- استفاده از زنجیره‌ی بتاگلوبین که در سلول‌های قرمز کودکان یافت می‌شود که پس از کشت سلولی ، رشد زنجیره را خواهیم داشت.
- استفاده از اریتروسیت و تولید آنها در حجم بیشتر
‌- استفاده از کاتیوپلاسم که قطر بیشتری نسبت به هموگلوبین داشته و توانایی حمل اکسیژن را نیز داراست.
لازم به ذکر است ، روش‌های جدیدی وجـود دارد که با تعریف کلاسیک خون مصنوعی تفاوت دارند و شاید بتوان گفت که این روش‌ها ، روش‌های تحریکی جهت تولید بیشتر خون طبیعی است.

این ماده ترکیب شیمیایی است و از نمک‌ها ، مواد مغذی ،آنتی بیوتیک‌ها، ویتامین‌های مختلف که مجموعاً هشتاد ماده ی مختلف را دربر می‌گیرد، تشکیل می‌شود. از لحاظ فیزیکی چهل برابر کوچک‌تر از گلبول‌های قرمز است. کوچک بودن PFCs این مزیت را برای این ماده به همراه دارد که توانایی عبور از باریک ترین مویرگ‌ها را فراهم می‌سازد لذا جهت درمان اعضایی که به علت کمبود خون رسانی دچار فساد شده‌اند و نیز بافت‌های سرطانی مفید است. PFC قابلیت استریل شدن به ‌وسیله‌ی گرما را دارد. همچنین تا 48 ساعت در شرایط مساعد دمای اتاق ، قابلیت ذخیره دارد. از سوی دیگر به علت خنثی بودن مواد به‌ کار رفته در ساخت و تولید آزمایشگاهی آن ، قابلیت انتقال عوامل عفونی را نخواهد داشت. از قابلیت‌های بسیار جالب این ماده کافیست بدانید که تا پنجاه برابر خون طبیعی توانایی حمل اکسیژن دارد. از PFC می‌توان با بهره گیـری از روش‌های رهایش دارو ، در درمان برخی بیماری‌ها استفاده کرد. PFC با اکسیژن وارد واکنش نمی‌شود و دارای تأثیرپذیری کمی از پارامترهایی مانند دما و PH در گردش خون است. اولین PFC تولیدشده ، ماده‌ای با نام تجاری Fluosol-DA 20% بود که توسط شرکت ژاپنی Green Cross corp of Osaka در سال 1989 به بازار عرضه شد. این ماده دارای تأییدیه‌ی FDA نیز بود ولی سرانجام به دلایل هزینه‌ای بالای تولید و محدودیت در موفقیت و اثرات جانبی نامطلوب در سال 1994 از بازار حذف شد. اما علاوه بر داشتن نکات مثبت ، PFC ها دارای نکات منفی نیز است که از جمله ی آن می‌توان به عدم حلالیت در آب اشاره کرد. برای غلبه بر این مشکل ، این ماده در یک مایع امولسیونی مانند چربی حل می شود ، سپس به گردش خون انتقال می‌یابد. PFCها ساختار بی ثباتی داشته و دستخوش تخریب محیطی می‌شود. PFCها ویسکوزیته ی بالاتری نسبت به هموگلوبین دارند ، لذا رهایش اکسیژن در آن‌ها با ریتم کندتری صورت می‌پذیرد. از طرفی احتمال وفق پیدا نکردن با شش‌ها در آن وجود دارد. آزمایشات کلینیکی حاکی از آن است که مصرف PFC منجر به بروز علائمی مانند علائم بیماری آنفولانزا و پشت درد و سردردهای مزمن ، تب و broncho-spasm در داوطلبان می‌شود. مطالعات دیگری در این زمینه نشان داد که PFC می‌تواند سبب بالا رفتن دمای بدن به میزان 1/5-1‌ درجه ی سانتیگراد شود. PFC در برخی موارد می‌تواند منجر به کاهش شمار پلاکت‌های خونی شود. اخیراً ترکیبی از سورفاکتانت و PFC موسوم به Persurf تولید و مورد آزمایش واقع شد. این آزمایشات نشان داد که Persurf ، توزیع همگن بالاتری در ریه‌ها از خود نشان می‌دهد. به علاوه از همکاری بالاتری با آلوئول‌ها برخوردار است. این ترکیب به علاوه اکسیژناسیون را بهبود می‌بخشد.
HBOCs
استفاده از مواد متشکل از هموگلوبین (پایه ی هموگلوبین) یکی دیگر از روش‌های تولید خون مصنوعی باشد. نکته ی مهم عدم استفاده از هموگلوبین به‌صورت مستقیم است. استفاده از هموگلوبین انسانی و یا حیوانی و عملیات تصفیه سازی آن‌ها به همراه تغییر دادن ساختار DNA از مواردی است که برای تهیه ی HBOCS به‌کار می‌رود. در واقع مشکل اینجاست که تزریق هموگلوبین خالص به علت پایدار نبودن ساختار آن ، باعث شکسته شدن هموگلوبین و بروز سمیت کلیوی می‌شود. پس چاره چیست؟ دانشمندان دریافتند که با کپسوله کردن مولکول‌های هموگلوبین سنتز شده توسط غشاهای چربی دوتایی ، می‌توان بر این مشکل فائق آمد و سمیت هموگلوبین را از میان برد. به علاوه می‌توان زمان نگهداری را افزود. می‌توان سطح لیپوزوم را توسط PEG اصـلاح نمود. این کار منجر به بهبود بخشیدن زیست سازگاری ، جلوگیری از تجمع در بدن ، پایدار ماندن این ساختار ، افزایش نیمه عمر و القای انحلال پذیری در آب می شود.
این گروه از مواد خونی ، دسته جالبی از طبقه‌بندی خون های مصنوعی هستند ؛ چرا که دارای سرعت بیشتر و عملکردی بهتر در انتقال اکسیژن نسبت به خون طبیعی دارند. زیست سازگاری بیشتری داشته و عوامل عفونی را انتقال نمی دهد. به علاوه به علت پایداری بالا در دمای اتاق ، می توان آنها را تا دو سال نگهداری کرد. آمار نشان می‌دهد که بیشترین بودجه و سرمایه گذاری روی این دسته از مواد مصنوعی متمرکز شده است. برای مثال ، پلیمریزاسیون خودترکیبی یکی از شیوه‌های سنتزی تولید HBOCs است. اما این ماده هم مانند PFCs دارای نقاط ضعف است که می‌توان به عدم توانایی تولید انبوه اشاره کرد. هـمچنین باید توجه داشت که این ماده در نهایت تا 3 روز بیشتر در بدن نمی ماند و از طریق مختلف از بدن دفع می‌شود و نیاز به تزریق مجدد دارد. همچنین دو مانع ، کاربرد کلینیکی HBOC را تحت تأثیر قرار می‌دهد: انسداد عروق سیستمیک و ریوی و سپس نگهداشت بخش آهن هموگلوبین به صورت یون +2Fe. توجه به این نکته ضروریست که چون یون آهن به صورت +3Fe پیوستگی بیشتری با اکسیژن  دارد ، لذا حامل کارآمدتری برای اکسیژن است. HBOCها می‌توانند سبب بالا رفتن فشار خون شوند. اخیراً اثبات شده است که استنشاق نیتریک اکسید قبل از تزریق 201HBOC- (هموگلوبین پلیمریزه شده ی گاوی) به موش های زنده و هوشیار ، از اثرات سیستمیک فشار خون القاء شده جلوگیری به عمل می آورد. برخی آزمایشات نشان داده‌اند که تزریق HBOCs می‌تواند منجربه مرگ ناشی از حمله ی قلبی شود. HBOC می‌تواند رادیکال آزاد درخون تولید نماید.
در این قسمت از مقاله به بررسی اجمالی تولید برخی از مواد جایگزین خون مصنوعی می‌پردازیم:
1- در دسامبر 2003: ماده ی PolyHeme که توسط شرکت North field laboratories تولید شد ، به مرحله ی فاز سوم تحقیقات عملی رسید.
2- درسال 2006: ماده ی PolyHeme به 720 بیمار تزریق شد که تنها 47 مورد مرگ و میر به همراه داشت.
3- درسال 2010: مؤسسه ی HTD که یک شرکت بیوتکنولوژی کانادایی است ، خبر از تولید یک نوع خون مصنوعی داد.
4- در سال 2013: شرکت IIT-Madras اقدام به تولید انبوه خون مصنوعی کرد.

مواد خون مصنوعی نیز توسط شرکت های مربوطه تولید شدند:
Oxyglobin,Hemopure: Biopure corp,                                Hemospan: Sangart
Dextran - Hemoglobin: Dextro-Sang corp,                        Hemotech: Hemobiotech
در پایان ذکر این نکته ضروری است که هیچ کدام از این مواد مصنوعی عملکرد یک خون واقعی را نداشته و بقای دائمی در گردش خون ندارند. به علاوه نیاز مبرم به خون مصنوعی یکی از مهم‌ترین مسائل پزشکی است که نه تنها می‌تواند جان انسان ها را نجات دهد ، بلکه به عنوان یک عامل درمانگر نیز عمل می‌نماید. بنابراین تحقیقات تئوری و عملی بیشتری نیاز است تا به مرحله ی نهایی تولید محصول ، با کیفیت بالا و هزینه ی مناسب برسیم.

الکتروسرجري؛ راديوسرجري يا راديوفرکانسي

دستگاه RF نوعي دستگاه الکتروسرجري يا الکتروکوتر با فرکانس بالا است که براي برداشتن ضايعات پوستي از جمله خال، زگيل، اسکار و جاي زخم استفاده مي‌شود. اين دستگاه به علت داشتن امواج راديويي، کم‌ترين آسيب را حين برداشتن ضايعات پوستي دارد. جريان الکتريسيته با فرکانس بالا اثرات مخربي بر بدن ندارد و با ايجاد حرارت باعث بريدن و يا انعقاد نسوج بدن مي‌شود. جريان الکتريسيته بالا و ولتاژ پايين باعث بريدن و جريان پايين با ولتاژ بالا باعث انعقاد نسوج مي‌شود.

اساس عملکرد دستگاه

سيتوپلاسم سلولي حاوي ذرات باردار از جمله الکتروليت و پروتئين است. قطبيت متناوب در دستگاه باعث مي‌شود که ذرات باردار به سرعت به جلو و عقب حرکت کنند و اين امر باعث ايجاد اصطکاک مي‌شود. اصطکاک درواقع همان نيرويي است که باعث ايجاد گرمايش در سلول‌ها مي‌شود. اين مورد باعث ايجاد يک سلولي يا بافتي مانند تبخير مي‌شود.

امواج با فرکانس راديويي بيشتر از 200 KHz توانايي برش و انعقاد بافت‌ها را دارند. در صورت افزايش فرکانس دستگاه در محدوده مگاهرتز دقت در تخريب بافت بيشتر صورت مي‌گيرد. اين محدوده فرکانس به قدري زياد است (يعني بالاتر از محدوده تحريک شدن سلول‌هاي عصبي و عضلاني  بدن است) که سلول‌هاي بدن نمي‌توانند واکنش نشان دهند.

اثر دما بر روي سلول‌ها و بافت‌ها

دماي معمولي بدن انسان ۳۷ درجه سانتيگراد است. در اين دما سلول‌ها در حالت نرمال هستند و حتي تا دماي ۴۰ درجه سانتيگراد که در زمان تب رخ مي‌دهد هيچ تاثيري بر ساختار سلول‌ها و بافت‌ها ندارد ولي زمانيکه يکباره دماي سلول تا ۵۰ درجه سانتيگراد افزايش يابد مرگ سلولي در يک دوره تقريبا ۶ دقيقه‌‌اي رخ مي‌دهد و همچنين زمانيکه دماي سلول تا ۶۰ درجه افزايش يابد مرگ آني سلولي از طريق خشک شدن و انعقاد آب درون سلول است. در اين دما پيوندهاي هيدروژني پاره مي‌شوند و اگر درجه حرارت تا ۱۰۰ درجه سانتيگراد افزايش يابد آب درون سلول در حجم گسترده‌اي به بخار تبديل مي‌شود و تبخير سلولي رخ مي‌دهد. اما اگر درجه حرارت به بيش از ۲۰۰ درجه سانتيگراد برسد، مولکول‌هاي ارگانيک به مولکول‌هاي کربن که به رنگ قهوه‌اي يا سياه هستند تبديل مي‌شوند.

تغييرات بافت که منجر به برش يا انعقاد در بافت مي‌شود

ابتدابا استفاده از گرماي توليد شده ناشي از مقاومت بافت در برابر جريان توليد شده توسط دستگاه، سلول‌ها از هم پاشيده مي‌شوند و محتواي درون آن‌ها آزاد خواهد شد. سپس با بخارشدن آب داخل سلول‌ها، بافت جمع مي‌شود و در نهايت پروتئين سلول‌هاي خون و بافت تغيير شکل داده و لخته مي‌شوند.

نکته: برش زماني رخ خواهد داد که دماي بافت به ۱۰۰ درجه سانتيگراد برسد و اگر دما کمتر باشد، انعقاد صورت مي‌گيرد.

حالت‌هاي مختلف دستگاه

   برش (Cut): يک شکل موج متناوب براي برش بافت است. شکل موج در شکل ۴ نشان داده شده است. در اين حالت قلم بايد به صورت شکل ۶ بر روي بافت قرار گيرد و گرماي حاصل از آن باعث شده آب درون سلول‌ها تبخير شده و يک برش تميز حاصل شود.

Blend: شکل موج اين حالت شبيه برش است با اين تفاوت که در اين حالت صد در صد موج نداريم، شکل موج به صورت سيکل‌هاي مشخص است. اين حالت توان دستگاه، براي کاهش خونريزي است.

نکته: در جراحي براي استفاده از مودهاي مختلف بايد به اين نکته نيز توجه کرد که از سرقلم مناسب همان مورد استفاده کنيم.

Coag: اين حالت داراي شکل موج سينوسي ميراشونده است.

تفاوت مونوپولار و بايپولار

در راديوفرکانسي در حالت مونوپولار، جريان از الکترود فعال يا قلم مونوپولار که در دست پزشک است وارد بدن بيمار مي‌شود و از الکترود غيرفعال يا پليتي که زير بدن بيمار قرار دارد از بدن خارج مي‌شود. در حاليکه در حالت بايپولار جريان از يک الکترود فعال وارد بدن بيمار شده و از الکترود فعال ديگر که به فاصله کوتاهي از الکترود اول است از بدن بيمار خارج مي‌شود. به علت فاصله کم بين الکترودها چگالي جريان محدود شده و از ولتاژ بسيار کمتري نسب به حالت بايپولار استفاده مي‌شود. حالت مونوپولار به علت دارا بودن ولتاژ بالاتر داراي کاربرد بيشتري است.

اصول اساسي در الکتروسرجري

اساس الکتروسرجري براساس برق (الکترون‌ها و حرکت الکترون‌ها) است. پس بنابراين بر همين اساس بايد به نکات زير توجه کرد:

هميشه الکترون‌ها حداقل مسير را طي مي‌کنند.

هميشه الکترون‌ها به منبعي از الکترون‌ها باز مي‌گردند، مثل زمين.

هميشه  الکترون‌ها مدار را کامل مي‌کنند.

گرماي توليد شده در بافت از قانون ژول پيروي مي‌کند.

که در فرمول بالا، انرژي گرمايي متناسب با مربع جريان، مقاومت بافتي و مدت زمان قرار گرفتن در معرض جريان است.

فاکتورهاي مهم راديوفرکانسي در بافت

سايز الکترود: هرچه سايز الکترود کوچک‌تر باشد، تمرکز بيشتر است.

زمان: هرچه زمان بيشتر باشد، گرماي بيشتري توليد مي‌شود.

نوع قلم

نوع بافت

لوازم جانبي

قلم الکتروکوتر تک‌قطبي (مونوپولار)

الکترود فعال يا قلم معمولاً به شکل يک ابزار يا پروب ساخته مي‌شود و توسط پزشک به کار مي‌رود. بر روي قلم دو دکمه فشاري وجود دارد که به رنگ‌هاي زرد و آبي هستند. با فشردن دکمه زرد حالت برش و دکمه آبي حالت انعقاد را براي ما مشخص مي‌کند. که به دو صورت يکبارمصرف و دائمي در بازار ديده مي‌شود. همانطور که از اسم آن پيدا است، قلم‌هاي کوتر يکبارمصرف بعد از يکبار استفاده بايد دور انداخته شود ولي قلم کوترهاي دائمي قابليت استريل با اتوکلاو در درماي ۱۳۴ درجه سانتيگراد به مدت ۲۰ دقيقه را دارا هستند.

قلم کوتر دوقطبي (بايپولار)

اين الکترودهاي فعال داراي دو سر پنس از جنس رساناست و بقيه نواحي آن از مواد عايق پوشيده شده است. 

سرقلم مونوپولار الکتروکوتر

سرقلم‌ها در شکل‌ها و ابعادهاي مختلف ساخته مي‌شوند. البته بايد متذکر شد که قطر سرقلم‌ها باتوجه به نوع قلم انتخاب مي‌شوند. 

انتخاب سرقلم براساس قلم (قطر دهانه قلم)، نوع عمليات (برش، انعقاد و …) و نوع و محل ضايعه مي‌باشد.

سرقلم‌هاي کروي يا توپي شکل معمولاً براي انعقاد استفاده مي‌شوند. 

سرقلم‌هاي Blade حالت برش همراه با انعقاد دارند. 

سرقلم‌هاي Needle  يا سوزني براي عمل برش با تمرکز نقطه‌اي مورد استفاده قرار مي‌گيرند. 

صفحه بيمار (الکترود غيرفعال يا الکترود برگشتي)

الکترود غيرفعال يا پليت سطح بسيار بزرگ‌تري نسبت به الکترود فعال دارد. جريان گذرنده از آن همان جريان گذرنده از الکترود فعال است ولي به علت بزرگ‌تر بودن سطح مقطع چگالي جريان در اين الکترود کمتر است. اين الکترود که به «صفحه بيمار» موسوم است، از يک سطح با جنس رسانا تشکيل مي‌شود که عموماً زير ران، باسن يا کتف بيمار قرار مي‌گيرد. در دستگاه راديو فرکانسي به علت بالا بودن فرکانس بدون اين صفحه نيز کار مي‌کند.

نکته: ابعاد پليت‌ها با توجه به توان خروجي دستگاه براي بيماران بزرگسال و کودک متفاوت است.

الکترودهاي برگشتي يا الکترود غيرفعال نيز مانند الکترود فعال داري دو دسته بندي مختلف دائمي و يکبار مصرف است و همچنين داري دو مدل تک لبه و دو لبه هستند. پليت‌هاي دائمي از جنس فلز و سيليکون در بازار موجود هستند که عموماً پليت‌هاي فلزي تک‌ لبه براي راديوفرکانسي مورد استفاده قرار مي‌گيرد و استفاده آن براي الکتروسرجري ممنوع است ولي پليت‌هاي دائمي سيليکوني داراي دو مدل تک‌ لبه و دو لبه هستند.

نکته: باتوجه به اينکه در حالت الکتروسرجري احتمال جداشدن پليت از بدن وجود دارد و همين باعث ايجاد سوختگي در آن ناحيه مي‌شود، بنابراين با استفاده از پليت دولبه امنيت و احتمال سوختگي را کاهش مي‌دهيم. در پليت دو لبه، زماني که بدن بين دو لبه قرار مي‌گيرد، امکان انتقال جريان وجود دارد، در غير اين صورت مدار قطع مي‌شود و دستگاه کار نمي‌کند.

به‌ وسيله اين اکسسوري مي‌توان به ژنراتور فرمان برش يا انعقاد داد. همانطور که گفته شد قلم داراي دو دکمه زرد و آبي است، اين پدال مي‌تواند جايگزين آن دو دکمه شود.

  حالت مونوپولار: پدال زرد رنگ، برش و پدال آبي رنگ، وضعيت انعقاد را ايجاد مي‌کند.

حالت بايپولار: هرکدام از پدال‌هاي زرد يا آبي به تنهايي يا با هم فشار داده شوند، خروجي دو قطبي فعال مي‌شود.

نحوه استفاده از دستگاه

دستگاه را به برق متصل کنيد.

قلم مونو يا بايپولار را متصل کنيد.

پليت را متصل کرده و حتماً آن را در در نزديک‌ترين ناحيه به محل عمل قرار دهيد. (در صورت عدم اتصال پليت دستگاه بايد هشدار عدم اتصال دهد.)

نکته: در صورت اتصال قلم بايپولار نيازي به اتصال پليت نيست.

نکته: پليت بايد دور از محل پيس ميکر و هرگونه وسيله آهني در بدن قرار گيرد.

نکته: پليت بايد در جايي که داراي سطح وسيع است قرار گيرد مثل زير کتف يا ران پا.

نکته: بهتر است پليت در جايي با بافت‌هاي عروقي بيشتر و ماهيچه قرار گيرد.

پدال پايي را متصل نماييد. (درصورت استفاده از قلم بايپولار بايد از پدال استفاه شود ولي در حالت مونوپولار استفاده از پدال انتخابي است).

توان مورد نظر را با توجه به نوع عمل و محل عمل انتخاب کنيد.

جراحي را شروع کنيد.

نگهداري

حتماً پيش از استفاده از دستگاه، قلم و پليت بيمار را بررسي کنيد تا از عدم وجود پارگي، سوختگي و… روي کل سيم رابط قلم و پليت مطمئن شويد.

نحوه تميزکردن و استريليزاسيون

دستگاه را با يک پارچه نمدار تميز کنيد.

در صورت استفاده از قلم يکبارمصرف، پس از هر بار استفاده قلم را دور بياندازيد.

قلم دائمي و سرقلم‌ها، قابليت اتوکلاو در دماي ۱۳۴ درجه را دارند. پس از هر بار استفاده استريل شوند.

نکات ايمني

دستگاه حتماً به برق ارت دار متصل باشد تا جريان‌هاي اضافه به زمين منتقل شود.

در حين عمل جراحي مراقب باشيد بدن بيمار با هيچ شي فلزي (از جمله زيرورآلات، دکمه‌ها، اکسسوري دستگاه‌هاي EEG، ECG و… و حتي لبه‌هاي تخت‌ها) يا حتي پارچه نمدار تماس برقرار نکند زيرا باعث عبور جرياني زياد از سطحي کوچک شده و باعث سوختگي مي‌شود. در شکل 26 نمونه‌اي از سوختگي مشاهده مي‌شود.

جسم فلزي باعث مي‌شود يک مسير خروجي جايگزين براي جريان الکتريکي فراهم شود، در نتيجه، گرما در يک نقطه متمرکز مي‌شود و سوختگي ايجاد مي‌شود.

حتماً بايد دقت شود که پليت کاملاً به محل چسبيده باشد (اگر پليت يکبار‌مصرف باشد بايد چسب آن خوب باشد و در صورت دائمي بودن پليت بايد آن را محکم با بست به محل ببنديد). در صورت جداشدن پليت از محل، سطح تماس کوچک‌تر مي‌شود و باعث ايجاد سوختگي مي‌شود.

تجهيزات پزشکی مرتبط با جراحی مغز و اعصاب

جراحي مغز و اعصاب تخصصي از رشته پزشکي است که در آن بيماري‌هاي سيستم عصبي مرکزي و محيطي تشخيص و تحت عمل جراحي قرار مي‌گيرند. متخصصان اين رشته وظيفه درمان بيماري‌هايي مانند انواع تومورهاي مغز، بيماري‌هاي مادرزادي مغزي مانند مننگوميلوسل، سيرنگوميلي، مننگوسل، آبسه و عفونت‌هاي مغزي، آسيب‌هايي که به دليل تروما و فشارخون موجب شکستگي جمجمه و ستون فقرات مي‌شود را به عهده دارند. مهمترين راه‌هاي درمان اين بيماري‌ها انجام اعمال جراحي است اعمالي که بسيار مهم و پيچيده هستند و به تجهيزات پزشکي دقيق و حساس نياز دارند. دستگاه‌هاي اصلي مورد استفاده در جراحي‌هاي مغز و اعصاب به شرح زير هستند.

1- دريل دستي و اره ژيگلي

اولين و مهمترين ابزار در جراحي مغز و اعصاب براي بريدن استخوان جمجمه تروپان دستي و اره ژيگلي است. همانطور که در تصوير مشاهده مي‌کنيد اره ژيگلي يک تيغه انعطاف‌پذير مارپيچ با دو انتهاي حلقه‌اي شکل است که به دو دسته T شکل متصل مي‌شود. دسته‌هاي آن ممکن است بيضي شکل يا مربعي شکل باشند. تيغه‌هاي آن پس از هر بار استفاده کند ‌مي‌شوند و بايد تعويض شوند .حرکت دادن به سمت عقب و جلوي دسته T شکل آن، تيغه آن را بر روي استحوان مي‌کشد و سبب ايجاد برش استخواني مي‌شود. دريل دستي که معروف به دريل هادسون است به جراح کمک مي‌کند تا به صورت دستي سوراخ در جمجمه ايجاد کند هر دريل دستي شامل يک دسته و تعدادي بور است که با توجه به شرايط عمل انتخاب مي‌شود و روي جمجمه، سوراخ مورد نظر ايجاد مي‌شود.

2- دستگاه کنسول جراحي مغز و اعصاب (Surgical Console Unit)

اين دستگاه  در کليه جراحي‌هاي کرانياتومي استفاده مي‌شود. از اين رو به دستگاه کرانياتوم برقي نيز مشهور است. کرانياتومی(Craniotomy) يا جمجمه بُري نوعي از عمل جراحي سر است که در آن بخشي از استخوان جمجمه به طور موقت برداشته مي‌شود تا جراح بتواند دسترسي راحت‌تري به مغز داشته باشد. برخي از مواردي که باعث مي‌شود تا پزشک تصميم به جراحي کرانياتومي بگيرد، عبارتند از:

  برداشتن تومور مغزی

  ترميم يا برداشتن آنوريسم مغزي

  ترميم پارگي غشاي پوشش مغز

  برداشتن لخته‌های خوني

  تخليه آبسه مغزي

  ناهنجاري‌هاي شرياني وريدي مغز

  ترميم شکستگي‌هاي جمجمه

  برداشتن قسمت‌هاي آسيب‌ ديده مغز

  درمان صرع

  قرار دادن دستگاه‌هاي تحريک‌ کننده براي درمان ناهنجاري‌هاي حرکتي

مواردي که در اين‌ جا عنوان شد تنها بخشي از بيماري‌ها و عارضه‌هايي هستند که براي درمان آن‌ها نياز به عمل جراحي کرانيوتومي است. در کل، براي هر مشکل و بيماري مربوط به مغز که نياز به عمل جراحي وجود داشته باشد در صورت صلاحديد پزشک از کرانيوتومي استفاده مي‌شود.

در کرانياتومي، جراح ابتدا محل دقيق ضايعه را با استفاده از روش‌هاي تصويربرداري مانند سي‌تي ‌اسکن يا ام آر اي، مشخص کرده و پس از بي‌هوشي بيمار شروع به برداشتن استخوان مي‌کند. آن‌ گاه پس از جراحي، استخوان جدا شده را در جاي خود قرار داده و با استفاده از پيچ، تيتانيوم،  سيم و نخ، ثابت مي‌کند.

اجزاي يک دستگاه کرانياتوم برقی

۱- Control Unit

اين قسمت از دستگاه، قسمت اصلي است و تمامي اتصالات ميکروموتور و پرفوراتور با سوکت‌هاي خاص به آن وصل مي‌شوند. تنظيم سرعت چرخش ميکروموتور و پرفوراتور و ساير تنظيمات مورد نياز جراح از طريق صفحه کليد آن قابل انجام است.

۲- Micromotor

اين قطعه در واقع گشتاور و چرخش مورد نياز براي انواع هندپيس و تيغه‌ها را دارد و با قرار دادن هندپيس‌هاي متنوع بر روي آن مي‌توان براي اهداف مختلفي در جراحي‌ها از آن استفاده کرد. ويژگي اين ميکروموتورها معمولاً اين است که در حين چرخش بلبرينگ دما بالا نمي‌رود و تهويه مناسبي درون آن طراحي شده تا جراح به آساني از آن استفاده کند.

۳- دسته پرفوراتور

به اين بخش از دستگاه سرترپان (سرپرفوراتور) متصل شده و برش‌هاي اصلي در جمجمه به کمک آن در حين عمل اتفاق مي‌افتد.

۴- انواع هندپيس‌ها

با توجه به برند هر دستگاه، هندپيس‌ها با آپشن‌هاي متفاوتي طراحي شده‌اند که سر آن‌ها تيغه‌ها و بورها متصل شده و کار سوراخ کردن و برش جمجمه را انجام مي‌دهند.

۵- تيغه و بور

بسته به نوع جراحي و تصميم جراح هر يک از انواع بورها جهت سوراخ کردن جمجمه استفاده مي‌‌شوند و تيغه‌هاي مناسب نيز جهت برش روي جمجمه انتخاب مي‌شوند.

عليرغم پيشرفت و تسهيلي که اين تجهيزات در عمل کرانياتومي به همراه دارند اما از عوارض آن‌ها نيز نبايد غافل شد و جراح بايد توجه لازم را به عوارضي مانند پارگي لايه مننژ در حين برش استخوان جمجمه و در نهايت خونريزي مغزي داشته باشد.

Head Rest Skull Clamp-3
(وسيله نگهدارنده و حالت دهنده جمجمه)

اين وسيله از دسته ابزارهاي جراحي به شمار مي‌آيد و وظيفه آن پوزيشن دهي مورد نياز در جراحي‌هاي ستون فقرات و مغز است. اين وسيله با توجه به طراحي که دارد در چندين مفصل داراي درجه آزادي حرکت است.

اجزاي اصلي اين ابزار

هد ابزار (کلمپ جمجمه): در اين قسمت پين‌هايي وجود دارد که وارد جمجمه مي‌شوند و به کمک ريل‌هايي که روي آن است در جهت افقي تغيير وضعيت مي‌دهد.

آداپتور ثابت نگهدارنده هد: اين قطعه به صورت چرخ دنده‌اي به هد اين وسيله متصل مي‌‌شود و ضمن آزادي دادن در حرکت، قسمت هد را به قسمت پايه ثابت مي‌‌کند.

پايه اتصال به تخت: اين قطعه با تخت اتاق عمل در ارتباط است و باعث مي‌‌شود پوزيشن داده شده به بيمار از استحکام خوبي برخوردار بوده و در حين عمل تغييري در پوزيشن بيمار ايجاد نشود.

در خصوص عوارض احتمالي استفاده از اين دستگاه بايد به اين موارد اشاره کرد که امکان خونريزي مغزي در محل پين‌هاي متصل به جمجمه به دليل شکستگي وجود دارد. همچنين به دنبال شکستگي جمجمه، در مواردي ممکن است پارگي لايه مننژ نيز رخ دهد.

4- دستگاه آسپيراتور التراسونيک

(Ultrasonic Aspirator Unit)

اين دستگاه به نام CUSA (Cavitron Ultrasonic Surgical Aspirator) نيز معروف است. در واقع اين دستگاه عمل تخريب بافت‌هاي توموري را به کمک اولتراساند انجام مي‌دهد و به طور همزمان عمل خارج کردن تومورهاي تخريب شده را نيز انجام مي‌دهد. براي اينکه کارايي اين دستگاه روشن‌تر شود نياز به تعريف واژگان زير است:

 Cavitation: به معناي ايجاد حفره است. در واقع کاويترون فرايندي است در فاز بخار مايعات وقتي که در معرض کاهش فشار در دماي ثابت محيط قرار دارد. بنابراين توليد بخار براساس کاهش فشار بيشتر از افزايش دما اتفاق مي‌افتد. تبخير هنگامي اتفاق مي‌افتد که کاهش فشار در نوک پروب  با دامنه و فرکانس کافي جمع مي‌شود و در نتيجه توليد امواج اولتراساند، حباب‌هاي گاز معلق درون مايع بافت گسترش يافته و باعث فرو ريختن ساختار بافت مي‌شوند.

Aspiration: به معني بيرون کشيدن با کمک ايجاد فشار منفي است. دستگاه ساکشن، نمونه دستگاه رايج تجهيزات پزشکي است که در واقع کار آسپيراسيون را انجام مي‌دهد. در اين دستگاه نيز پروبي براي از بين بردن تومور روي بافت حرکت داده مي‌شود و به طور هم زمان با ايجاد فشار منفي عمل مکش را انجام مي‌دهد تا مواد زايد خارج ‌شوند.

در جراحي‌هاي مغز و اعصاب از دستگاه CUSA براي خارج کردن بافت توموري بدون آسيب وارد کردن به بافت‌هاي سالم اطراف تومور استفاده مي‌شود. معمولاً اين دستگاه با توليد موج اولتراساند در رنج فرکانس 23 کيلو هرتز در بافت Cavitation ايجاد مي‌کند. روي پروب دستگاه دو فرآيند آسپيراسيون و ايريگيشن به طور همزمان جهت خروج بافت‌هاي خرد شده از ناحيه عمل انجام مي‌شود.

پروب دستگاه CUSA

انواع مختلفي براي پروب اين دستگاه طراحي شده تا با توجه به ارگونومي دست در حين عمل سازگاري مناسبي داشته باشند. معمولاً در ساختار اين پروب‌ها سيم‌پيچ‌هايي جهت توليد ميدان مغناطيسي و موج اولتراساند در فرکانس‌هاي مختلف وجود دارد و مسيرهايي براي ايريگيشن و آسپيراسيون نيز درون آن‌ها طراحي شده است.

5- ميکروسکوپ جراحي مغز

جراح براي ديدن دقيق‌تر محل عروق و بافت‌هاي مغز و ستون فقرات در حين عمل از ميکروسکوپ‌هاي تخصصي جراحي مغز و اعصاب استفاده مي‌کند. اين ميکروسکوپ‌ها با توجه به بازوهايي که دارند اين امکان را فراهم مي‌کنند که در حين عمل در هر موقعيتي قرار گرفته و به ديد جراح کمک کنند. حرکت بازوها و پوزيشن دهي به کمک دسته‌هايي که در کنار لنزهاي ميکروسکوپ است انجام مي‌شود. وضوح و بزرگنمايي که اين ميکروسکوپ‌ها در ناحيه عمل ايجاد مي‌کنند باعث مي‌شود در هر اتاق عمل مغز و اعصاب مورد نياز باشند چرا که عمل بر روي مغز و اعصاب محيطي به دقت بيشتري نياز دارد.

کاربرد مهم استفاده از ميکروسکوپ جراحي در عمل‌هاي ميکروسرجري مغز است. يکي از پيشگامان اين جراحي‌ها پروفسور سميعي جراح مغز و اعصاب است. ميکروسرجري در واقع از جمله تکنيک‌هاي جراحي است که از جراحي‌هاي کمتر تهاجمي ناشي مي‌شود. منظور از جراحي‌هاي کمتر تهاجمي، فرايندهايي است که حداقل آسيب‌ها را به ‌همراه دارند. اين شيوه نه ‌تنها ميزان موفقيت درمان را ارتقا مي‌دهد بلکه ميزان آسيب‌هاي بافتي وارد آمده را نيز به حداقل‌ مي‌رساند.

جراح متخصص در اين روش جراحي از کمک‌هاي بصري و شيوه‌هاي ويژه‌اي براي بزرگنمايي ديد (ميکروسکوپ‌هاي نوري) کمک مي‌گيرد. تفاوت اصلي ميکروسرجي با فرايندهاي معمول جراحي در واقع در شيوه و نوع دسترسي به ناحيه يا عضو مورد نظر است. در فرايندهاي جراحي معمول، به ‌منظور دستيابي به ناحيه آسيب‌ ديده از يک اينسيژن بزرگ استفاده مي‌شود اين در حالي است که در ميکروسرجري، دسترسي به ناحيه مورد نظر در واقع در کمال آرامش و با آسيب حداقلي صورت مي‌گيرد؛ به اين ‌معني که فرايند جراحي طي شرايطي صورت مي‌گيرد که جراح متخصص ديد مستقيمي به ناحيه مورد نظر ندارد. در اين روش از طريق يک کانول يا لوله‌اي که به‌ کمک راهنمايي ميکروسکوپ‌هاي نوري در ناحيه مورد نظر قرار داده مي‌شود، از ابزار مورد نياز براي انجام فرايند جراحي در آن ناحيه استفاده مي‌شود. اين تکنيک جراحي کمترين ميزان جراحت و آسيب را در ازاي دسترسي و فرايند راحت‌تر جراحي به‌ همراه خواهد داشت.

اجزاي مهم ميکروسکوپ جراحی

۱- چشمي جراح و کمک جراح

در اين قسمت لنز و عدسي و جداکننده اشعه وجود دارند که هر بخش از آن با کمک دسته‌هاي تعبيه شده در جلو دست جراح قابل تنظيم است تا نور و روشنايي مورد نظر جراح تأمين شود. معمولاً در اکثر ميکروسکوپ‌هاي جراحي يک چشمي اضافي جهت کمک جراح يا رزيدنت طراحي مي‌شود به طوري که همزمان دو نفر بتوانند محل جراحي را مشاهده کنند.

۲- دسته تنظيم

در اين بخش جراح مي‌تواند با کمک دکمه‌هاي تعبيه شده روي دسته، تنظيمات دلخواه را انجام داده تا موقعيت دلخواه براي ميکروسکوپ مهيا شود.

۳- باکس انتقال تصوير و تنظيمات ويدئو

معمولاً در انتهاي بازوي دستگاه باکسي قرار گرفته که ذخيره سازي تصوير و تنظيمات در آن قسمت انجام مي‌شود.

6- نورو مانيتورينگ

Intraoperative Neuromonitoring (IONM)

نورو مـانيتورينگ حين عمـل جراحي Intraoperative Neuromonitoring (IONM)، استفاده از مجموعه روش‌هاي الکتروفيزيولوژي باليني است که براي ثبت پتانسيل‌هاي مختلف الکتروفيزيولوژيک از بيمار در حين جراحي بر روي مغز، نخاع و اعصاب محيطي طراحي شده است. مانيتورينگ الکتروفيزيولوژيک حين عمل، اطلاعاتي در رابطه با سيستم عصبي بيمار بيهوشي که نمي‌توان وي را معاينه عصبي کرد به جراح و تيم بيهوشي مي‌دهد. معمولاً براي برداشتن تومورهاي ناحيه تکلم، حرکتي و جراحي‌هاي ستون فقرات از اين روش استفاده مي‌شود.

از جمله روش‌هاي مورد استفاده در نورو مانيتورينگ مي‌توان از ثبت خارج سلوليLFP  ،SSEP ،MEP ،EEG ، EMG، VEP و  ABR(پاسخ شنوايي برانگيخته ساقه مغز) نام برد. براي يک جراحي مشخص، مجموعه‌اي از روش‌هاي نامبرده شده برنامه ريزي و اجرا مي‌شوند. انتخاب روش به اين که کدام بخش از ساختار مغز و نخاع در معرض خطر قرار دارند بستگي دارد. تکنيک‌هاي نورو مـانيتورينگ به طور معناداري نرخ آسيب بعد از عمل را بدون به وجود آوردن خطرات اضافه کاهش مي‌دهند. بيماراني که تحت عمل جراحي سيستم عصبي قرار مي‌گيرند يا در خطر از دست رفتن يکپارچگي فيزيولوژيک يا آناتوميک سيستم عصبي قرار دارند از نورومانيتورينگ سود مي‌برند.

اجزاي دستگاه نورومانيتورينگ

۱- مانيتور

جهت مشاهده روند تحريک و پاسخ بيمار استفاده مي‌شود.

۲- باکس تحريک

در اين قسمت ورودي‌هاي مختلفي جهت تحريک عصب ناحيه‌هاي مختلف بدن انسان وجود دارند؛ در واقع همان ماژول‌هاي ثبت سيگنال‌هاي تحريک عصب که به طور مثال مي‌توانند به صورت کانال‌هايTEST ، کانال‌هاي تحريک صدا و بينايي (Auditory & Visual Simulator Channel) و کانال‌هاي EMG باشند.

۳- پروب‌هاي تحريک

براي ثبت پاسخ تحريکات عصب در حين جراحي نياز به اتصال پروب به نواحي مورد نظر است.

7- Navigation (ناوبري در جراحي مغز)

مغز انسان شبيه کره‌اي است که در سطح آن چين و شکنج‌هاي متعددي وجود دارد. برخي ضايعات مغزي مانند تومورهاي مغزي يا ضايعات عروقي از جمله کاورنوم‌ها اگر در عمق مغز قرار گيرند هيچ تغييري را در ظاهر بيروني مغز ايجاد نمي‌کنند و به دليل کوچک بودن آن‌ها پيدا کردنشان در بافت طبيعي مغز بدون استفاده از تکنولوژي “Navigation” تقريباً غيرممکن خواهد بود. حياتي بودن بافت مغز، اهميت پيدا کردن محل دقيق آن‌ها براي به حداقل رساندن آسيب به بافت طبيعي را دو چندان مي‌کند.

ويژگي اصلي اين دستگاه اين است که يک مدل سه بعدي از مغز انسان ايجاد مي‌کند در نتيجه جراح مي‌تواند پيش از عمل، کرانياتومي مجازي را تصور کرده و براي جراحي‌هاي آندوسکوپي مغز برنامه ريزي کند.

در اين تکنولوژي از اشعه مادون قرمز استفاده مي‌شود. ابتدا بيمار ام آر آي شده سپس به اتاق عمل منتقل مي‌شود. در اتاق عمل پس از بيهوشي، دستگاه با کمک پرتوهاي مادون قرمز، قسمت‌هاي مختلف جمجمه را شناسايي کرده و با MRI بيمار که حکم نقشه را دارد تطبيق مي‌دهد. به اين ترتيب در طول زمان عمل،  جراح  ابزاري را در دست دارد و با قرار دادن آن در قسمت‌هاي مختلف مغز، دستگاه موقعيت ابزار را در صفحه خود روي ‌ام آر آي نشان مي‌دهد تا زماني که ضايعه پيدا شود و بتوان با کمترين آسيب ممکن به آن دسترسي پيدا کرد؛ درست مانند کشتي که در ميان اقيانوس‌ها حرکت مي‌کند و مسير خود تا رسيدن به مقصد را به کمک دستگاه GPS پيدا کرده و دنبال مي‌کند.

اجزاي دستگاه

اساساً شامل کامپيوتري است که اسکن‌هايي که پيش از عمل انجام شده است را پردازش مي‌کند و اسکن‌ها را دوباره تدوين مي‌کند و ديدي سه بعدي از مغز همراه با تومور، فراهم ‌مي‌کند تا بتوان مکان دقيق و اندازه تومور را تشخيص داد. يکي ديگر از اجزاي مهم اين دستگاه، سيستم دوربين مادون قرمز است که وسايل جراح را در طول جراحي دنبال مي‌کند و موقعيت آن‌ها را نسبت به تومور روي نمايشگر نشان مي‌دهد. اين امکان به جراح کمک مي‌کند تا تومور را به طور کامل و بدون آسيب به محيط و بافت اطراف آن، جدا کند زيرا در بيشتر مواقع با نگاه به تومور در طول جراحي، مرز بندي واضحي بين تومور و بافت اطراف آن وجود ندارد.

8- استريوتاکسي

(Stereotactic System)

اين دستگاه شامل سيستم نرم افزاري و يک مجموعه فريم است که با کمک تصاوير MRI و CT که پيش از عمل از مغز بيمار گرفته شده، فضايي سه بعدي از مغز ايجاد کرده و به کمک فريم مخصوص مي‌توان محل‌هاي مورد نظر جهت نمونه برداري از تومور يا تخريب و برداشتن آن، تزريق يا تحريک عمقي مغز  را شناسايي کرد و به صورت کم تهاجمي عمل کرد. در واقع اين روش بيشتر براي نواحي عمقي مغز که دسترسي به آن در جراحي‌هاي باز کمتر است، استفاده مي‌شود. مزيت ديگر استريوتاکسي نسبت به روش باز اين است که با استفاده از اين روش امکان آسيب وارد شدن به بافت‌هاي اطراف ضايعه به حداقل رسيده و نيازي به بيهوشي کامل بيمار نيست و تنها بيهوشي موضعي براي آن انجام مي‌شود.

بخش‌هاي اصلي سيستم استريوتاکسي

سيستم کامپيوتري براي برنامه ريزي تصاوير که مجهز به ابزار تطبيق تصوير و الگوريتم‌هاي ماشين بينايي است.

فريم مخصوص قرارگيري روي سر بيمار که در سه بعد x، y و z (مختصات دکارتي) و زاويه و عمق در مختصات استوانه‌اي قابل تنظيم است.

ابزار و روش جهت هدف گيري صحيح بر اساس تصاوير سيستم کامپيوتر

انواع فريم‌هاي استريوتاکسي

۱- عمود ساده: اين پروب به صورت مستقيم و عمود به کمک يک فريم مربعي شکل که با در نظر گرفتن مختصات تعيين شده به سر بيمار فيکس شده، در جراحي مورد استفاده قرار مي‌گيرد.

مانيتور دستگاه معمولاً لمسي طراحي مي‌شود تا دسترسي جراح به تصاوير، بزرگنمايي و تغيير زاويه ديد را به آساني ممکن کند.

۲- سيستم مبتني بر سوراخ ايجاد شده در جمجمه: در اين روش دو سوراخ روي جمجمه بيمار ايجاد مي‌‌شود که يکي از آن دو سوراخ در مکاني از جمجمه ايجاد مي‌شود که در جراحي مد نظر نيست. همين ايجاد سوراخ ثابت دو درجه آزادي در زاويه و يک درجه آزادي در عمق ايجاد مي‌کنند که در محاسبات محل مورد نظر دقيق‌تر عمل مي‌شود.

۳-  Arc-Quadrant Systems (سيستم کمان- ربع دايره): در اين روش پروب مماس بر کمان (در محور عمومي مي‌چرخد) و ربع دايره (در محور افقي مي‌چرخد) هدايت شده و با توجه به قطر کمان و ربع دايره در عمق مورد نظر وارد مي‌شود.

۴- Arc-Phantom Systems (سيستم کمان-فانتوم): در اين روش يک کمان به جمجمه بيمار ثابت مي‌شود. شبيه سازي روي فانتوم تعريف شده است که مي‌تواند از طريق تصاوير سه بعدي هدف را مشخص کرده و پروب به صورت فيزيکي از طريق پايه فانتوم به داخل کمان مي‌رود و پس از آن با توجه به عمق مورد نظر وارد جمجمه بيمار مي‌‌‌شود.

 يکي از روش‌هاي اصلي درمان پارکينسون به کمک اين دستگاه است. الکترود مورد نظر به ناحيه تالاموس مغز هدايت شده و با تحريکات لازم در آن ناحيه لرزش بيمار داراي پارکينسون متوقف مي‌شود. به طور کلي مي‌توان موارد استفاده از اين سيستم را به صورت زير معرفي کرد.

  نمونه برداري از تومورها و ضايعات مغزي.

  بيرون کشيدن ضايعات و تومورهاي تخريب شده به کمک پروب‌هاي مخصوص.

  جراحي‌هاي فانکشنال مانند: پارکينسون، ترمور (لرزش)، ديستوني، اختلال وسواس فکري و عملي، افسردگي شديد، سندرم توره، دردهاي مزمن و صرع.